انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٣

بدهد كه از جهان‌بينى صحيح ومنطقى برخوردار باشد و در ديدگاههاى فكرى، عقيدتى از آن پيروى كند. اكنون بايد ديد چه نوع جهان‌بينى مى‌تواند به اين سؤالات، پاسخ درست و واقعى بدهد؟ خداشناسى و تأثير آن بر هدف آفرينش‌ آن جهان بينى‌اى مى‌تواند به مسايل انسان، بويژه هدف از آفرينش او پاسخ درست و منطقى بدهد كه ارزيابى درستى از انسان و جهان داشته باشد و نيازهاى اصيل و فطرى بشر را مورد شناسايى قرار داده، و در پى برآوردن اين گونه نيازها باشد. چنانچه در جاى خود اثبات شده، اين نوع جهان‌بينى واقع‌نگر بطور قطع، به وجود مبدئى با شعور بنام «خدا» معتقد بوده، و مدعى است كه راهيابى انسان به سوى تعالى و كمال، بدون تفكر برخاسته از ديدگاه توحيدى ميسر نبوده و هدف آفرينش انسان نيز معنا پيدا نمى‌كند. بنابر اين، اگر بخواهيم هستى خود و جهان را بدون وجود مبدئى باشعور، ارزيابى و تبيين كنيم، هيچ گاه نمى‌توانيم به پاسخ درست هدف آفرينش، دست يابيم. بطور كلى، بدون اعتقاد به خدا و جهان‌بينى توحيدى نمى‌توان هدفى را براى جهان هستى در نظر گرفت، زيرا هستى بدون مبدأ هستى‌بخش، پوچ و بيهوده خواهد بود. اين تنها انديشه توحيدى است كه براى آفرينش انسان و جهان هدفى در نظر گرفته آفرينش آنها را عبث و بيهوده نمى‌داند. قرآن كريم با اشاره به همين مطلب مى‌فرمايد: