بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٧٧
در فرهنگ عربى به جاى كلمه سكولاريسم از معادلهاى «العِلمانيّة» و «العَلَمانيّة» استفاده مىشود. كسانى كه سكولاريسم را به عِلمانيت ترجمه كردهاند، آن را از علم مشتق مىدانند و منظورشان از عِلمانى كسى است كه به امكان معرفت اخلاقى يا دينى يا ماوراى طبيعى اعتقاد ندارد. زيرا اين علوم و معارف از حوزه علوم تجربى بيرون و با معيارهاى علمى هماهنگ نيستند.
اما كسانى كه عَلَمانيت را معادل سكولاريسم دانستهاند، آن را از عالم مشتق مىدانند، لذا به نظر آنان علمانيت به نقش انسان در عالم نظر دارد و بر استقلال عقل در تمامى ساحتها، بىنياز از دين، تأكيد مىكند.
مهمتر آنكه، در اين ديدگاه انسان بايد مستقل از دين بكوشد تا اهداف واقعى خود را در جهان كشف كند، و وسايل نيل به آنها را به دست آورد. «١» بنابر آنچه گفته شد، در تعريف اصطلاحى سكولاريسم مىتوان گفت: «سكولاريسم عبارت است از گرايشى كه طرفدار و مروج حذف يا بىاعتنايى و به حاشيه راندن دين در ساحتهاى مختلف حيات اجتماعى انسان از قبيل سياست، حكومت، علم، عقلانيت، اخلاق و ... است» سكولاريسم بدين معنا يكى از ويژگىها و مبانى تمدن و فرهنگ دورههاى جديد و يكى از اصول و اركان جامعه مدنى و مدرنيته غربى است.
يكى از مروجان سكولاريسم در ايران در تعريف آن چنين مىگويد:
انسان سكولار با انسان پيشين تفاوتهاى ماهوى دارد، انسان جديد طالب تغيير جهان، طالب حقوق، محب دنيا (نه تارك دنيا)، به كار گيرنده عقل براى نقد (نه فقط فهم) و غافل از بندگى و مباحى به صانع است ... بنابراين، ذهن و عمل اجتماعى انسان جديد تماماً معطوف به اين جهان مىشود و سكولاريسم هم چيزى نيست غير از «اين جهانى» و «دنيوى» شدن و اين جهانى ديدن همه امور. «٢»