بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى

بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٦٧

اصالت را به رشد و شكوفايى انسان مى‌دهد. در اينكه اومانيزم مكتب ويژه و مستقلى باشد، ميان انديشمندان اختلاف است. مى‌توان گفت:
اومانيزم ديدگاه نافذى است در بسيارى از انديشه‌ها و نظريات فلسفى، دينى، اخلاقى، ادبى- هنرى، حتى ديدگاه‌هاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى غرب، كه از زمان تجديد حيات فرهنگى (رنسانس) به بعد ريشه دوانيده است. «١» واژه اومانيزم از واژگانى است كه در قرن نوزدهم وضع شده است. كلمه آلمانى" Humanismus" براى اولين بار در سال ١٨٠٨ براى اشاره به شكلى از آموزش كه تأكيد آن بر ادبيات كلاسيك يونان ولاتين بوده، قرار داده شد. بنابراين، واژه اومانيزم مولود تجديد حيات فرهنگى (رنسانس) نيست.
در عين حال، مفهوم اين واژه در دوره رنسانس حضور كامل دارد كه امروزه از آن به مفهوم اومانيزم تعبير مى‌شود.
اومانيزم در معناى خاص خود بر يك جنبش فرهنگى در عهد رنسانس اطلاق مى‌شود كه اهتمام اصلى آن بر تحقيقات كلاسيك، به ويژه بر لغت‌شناسى بوده است. هدف اين جنبش آن بوده كه با توجه به متون كلاسيك فرهنگ باستانى يونانى- رومى، نيروهاى درونى انسان شكوفا شده، دانش و زندگانى اخلاقى و دينى انسانها از قيمومت كليسا آزاد گردد. «٢».
البته اومانيزم معناى عام و متداولى هم دارد، كه در اين معنا يك جنبش محسوب نمى‌شود، بلكه عبارت است از «شيوه‌اى از تفكر و حالتى روحى كه شخصيت انسان و شكوفايى كامل وى را بر همه چيز مقدم مى‌داند و همچنين عمل موافق با اين حالت و شيوه فكرى را. به عبارت ديگر، اومانيزم- طبق تعريف اومانيست‌ها- يعنى انديشيدن و عمل كردن با آگاهى و تأكيد بر حيثيت انسانى، و كوشيدن براى رسيدن به انسانيت اصيل.
در واقع اين معنا از اومانيزم يكى از مبانى و زير ساخت‌هاى جامعه مدنى به شمار مى‌آيد