بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ١٠
تكيه داشتند. از جمله: هابز، مونتسكيو، ژان ژاك روسو، جان لاك و آراى اين فيلسوفان نيز اختلاف زيادى باهم دارد. از اين رو قبل از هر گونه بحث درباره جامعه مدنى غربى لازم است مفهوم اين واژه در غرب روشن گردد و از ميان نظريههاى متفاوت، نظريهاى كه بيشتر مورد توافق است مورد توجه قرار گيرد.
انديشمندان اسلامى نيز درباره ساختار كلى جامعه اسلامى در بسيارى از موارد، اختلاف ديدگاه دارند بنابراين لازم است ابتدا مفهوم جامعه اسلامى تعريف گردد و سپس به اين سؤال اساسى پاسخ گفته شود كه «آيا جامعه (مدنى) اسلامى همان جامعه مدنى غربى است؟
پس از پيروزى انقلاب اسلامى تعيين نوع نظام اجتماعى و سياسى كشور از مسائلى بود كه بيشترين بحثها و گفتگوها را به خود اختصاص داد و نظريههاى متعددى از سوى گروههاى مختلف در اين باره ارائه گرديد. برخى با گرايش به ليبراليسم، خواستار جامعهاى با ساختار جامعه غربى بودند و برخى نيز گونههاى ديگرى را تبليغ مىكردند. با تصويب نظام «جمهورى اسلامى» در همهپرسى سال ١٣٥٨ و تكيه قانون اساسى بر ديدگاههاى امام خمينى (قدس سره) جامعهاى مبتنى بر معارف و احكام اسلامى در دستور كار قرار گرفت و ساير ديدگاهها مورد توجه واقع نشد.
با انتخابات دوم خرداد سال ١٣٧٦ و مطرح شدن مسأله «جامعه مدنى» توسط رئيس جمهور محترم، نوع «ساختار سياسى و اجتماعى ايران» بار ديگر مورد بحث و چالش قرار گرفت.
از يك سو كسانى كه براى تأسيس حكومت دينى و جامعه اسلامى متحمل رنجها و مرارتها شده بودند و در سالهاى مبارزه با استبداد و دوران پيروزى و دفاع مقدس با جان و مال از آن حمايت كرده بودند، رواج جريان جامعه مدنى را انحرافى از مسير نهضت اسلامى تلقى نموده، آن را جبهه جديدى از خصومتهاى استكبار جهانى و مخالفان انقلاب اسلامى پنداشتند و در واقع آن را «براندازى خاموش» نظام دانستند.
از سوى ديگر، گروهى براى حفظ و بقاى نهضت اسلامى، و جذب بى تفاوتها و مخالفان- با اين پيشفرض كه انديشه جامعه مدنى با جامعه اسلامى قابل جمع است- اين نظريه