بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٥٧
بنابراين ديدگاه، اصطلاح جامعه مدنى اسلامى تعبير مناسبى نبوده و بايد از اصطلاح جامعه اسلامى استفاده كرد «١»، طبق اين ديدگاه، علت مخالفت با جامعه مدنى مفهوم و خاستگاه خاص آن است.
برخى ديگر از هواداران اين ديدگاه معتقدند كه جامعه مدنى به معناى رايج و مصطلح آن بر پايهها و مبانى نظرى خاصى استوار است كه با مبانى و اصول پذيرفته شده دينى قابل جمع نيست و از اين جهت، با داشتن جامعه دينى نمىتوان از مدنى بودن آن سخن گفت. «٢» برخى ديگر از حاميان اين ديدگاه با اشاره به ويژگيهاى جامعه مدنى از قبيل سودمحورى، جامعه مدنى را هم به لحاظ واقعيت تاريخى و اجتماعى و هم به لحاظ مفهوم نظرى ذاتاً اومانيستى غربى و بورژوايى معرفى كرده، آن را محصول تمدن انسانمدار مدرن دانستهاند و چون جوهر اسلامى و عدالت طلبانه انقلاب اسلامى و جامعه دينى نافى و متضاد با جامعه مدنى بورژوايى، و به دنبال تحقيق نظام عادلانه اسلامى است، جامعه مدنى غربى و جامعه اسلامى بالذّات و ماهيّتاً متعارض خواهند بود. «٣» ٢- ١- ٢. ابهام و اجمال مفهوم جامعه مدنى غربى و نداشتن بار حقوقى و سياسى:
رويكرد دوم از جريان عمده مخالفت، بر ابهام و اجمال مفهومى جامعه مدنى استوار است. از اين ديدگاه، واژه جامعه مدنى از هر گونه بار حقوقى و سياسى تهى است و بايد از وارد كردن چنين تركيباتى در فرهنگ اجتماعى و حقوقى كشورمان اجتناب نمود. در مقابل، عنوان «جامعه مردم سالار» تنها وصف حقوقى و سياسى است كه مىتواند در جوامع امروزى مورد پذيرش باشد و مقبوليت جهانى داشته باشد. «٤» ٣- ١- ٢. فقدان استعداد و نبود تربيت مدنى در ايران:
رويكرد سوم، جامعه مدنى غربى را مطلوب دانسته اما به دلايلى با تحقق آن در ايران