بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى

بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ١٠٣

و از سوى ديگر عناصرى در نظام اقتصادى موجود است كه به طور مستقيم هدف رشد و تكامل معنوى انسان را تعقيب مى‌كند. اين ويژگى در نظام اقتصادى سرمايه‌دارى وجود ندارد. زيرا هدف نهايى اقتصاد سرمايه‌دارى تأمين بيشترين لذت مادى براى بيش‌ترين افراد است. لذا اين نظام اقتصادى، مادى صرف است و به فراتر از ماده و ماديات نظر ندارد.
٣- تفاوت در مفهوم سعادت و رفاه: در بينش سرمايه‌دارى سعادت انسان با رفاه مادى‌اش برابرى مى‌كند. رفاه مادى فرد نيز به معناى دست يافتن به بيشترين لذت مادى، با كم‌ترين زحمت است. اما در بينش اسلامى، سعادت انسان با رفاه مادى برابر نيست.
بلكه انسانى سعادتمند است كه در سير تكاملى خود به سوى خداوند متعال به بيش‌ترين توفيق دست يابد؛ و البته رفاه مادى يكى از زمينه‌هاى لازم اين سير تكاملى است.
٤- تفاوت در جايگاه عدالت و رشد اقتصادى: در نظام سرمايه‌دارى عدالت اقتصادى به مفهوم اسلامى- رفاه همگانى و توازن- هيچ مبناى فلسفى و منطقى ندارد. آنچه مهم است افزايش سر جمع كل لذت در جامعه است، حتى اگر گروه اندك بخش عظيمى از اين لذت را به خود اختصاص دهند، و اكثريت سهم كم‌ترى داشته باشند. در اين نظام عدالت فقط در يك مورد اهميت پيدا مى‌كند و آن وقتى است كه بى عدالتى موجب كاهش سر جمع كل لذت در جامعه گردد.
در فرهنگ اسلامى عدالت اقتصادى با دو عنصر- رفاه همگانى و توازن- هم مبناى فلسفى محكم دارد و هم از آن جهت كه مهم‌ترين عامل دستيابى به حاكميت روح عبوديت خداوند در جامعه است، هدفى برتر از رشد اقتصادى است.
در اسلام رشد اقتصادى براى تأمين نيازها و تحقق امنيت است و خود هدفى مستقل در عرض اهداف ديگر نيست. «١» موارد اختلاف ميان جامعه اسلامى و جامعه مدنى در يك استقراى كامل خيلى بيش از موارد نه گانه‌اى است كه بيان گرديد، لكن ما به دليل پرهيز از اطناب و تفصيل مباحث از بررسى موارد بيشتر خوددارى نموده اين بحث را نيز به پايان مى‌بريم.