بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ١٠٦
انسان مدنى موجود آزادى است كه براى تمام عرصههاى زندگى خود، قانون وضع مىكند و در بند هيچگونه اصول و قوانين الاهى نيست، چون مابعدالطبيعه براى او معنايى ندارد و گزارههاى ما بعد الطبيعى بى معنا و پوچ است. اصول اخلاقى و ارزشى نيز تابع خواست و اراده اوست.
اما ركن ركين و اصل اصيل و شالوده اساسى جامعه اسلامى خدا محورى است. لذا تمامى اركان، عناصر و اهداف جامعه اسلامى داير مدار عبوديت پروردگار و تقرب به آن كمال بى نهايت است.
انسان در جامعه اسلامى قبل از هر چيز تاج كرامت «١» بندگى و عبوديت هستى آفرين را بر سر و مدال افتخار بندگى خالق را برگردن خود دارد. «٢» او به هويت «انَّا لِلَّهِ وِ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ» «٣» خود علم دارد و مىداند موجودى «الَيْهِ الْمَصير» است و با رنج و زحمت به سوى لقاى پروردگار خود در حركت است. «٤» انسان مسلمان خود را بنده پروردگار، و هستى و حيات و نعمتهاى بيكران زندگى «٥» را از آن خالق خود مىداند. بنابراين او به هستى ربطى و وابسته خود اعتراف دارد و از فقر ذاتى «٦» خود آگاه است و معتقد است خالق حكيمى كه او را آفريده، بىحساب و كتاب در دنيا رها نساخته، «٧» بلكه شريعت، قوانين و آداب زندگى فردى و اجتماعى او را نيز معين كرده است و صراط مستقيم كمال، و رسيدن به قرب خود را نيز برايش معين نموده است. «٨» از اين رو انسان مسلمان در عرصههاى مختلف اجتماعى و سياسى و ... از شريعت متعالى اسلام و قوانين الاهى آن پيروى مىكند مىكوشد راه كارهاى عملى و اجرايى اين