بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ١٠٤
٣. نتيجهگيرى بشر در تاريخ ممتد و طولانى خود نظامهاى اجتماعى متعدد و متنوعى را تجربه نموده است. پيشرفتهترين و آخرين نظام اجتماعى كه كشورهاى پيشرفته و به اصطلاح متمدن جهان با پشت پا زدن و بىمهرى به ما بعد الطبيعه و تعاليم آسمانى (ما بعد الطبيعى) به زعم خود بدان دست يافتهاند، جامعه مدنى است. جامعهاى كه دستاورد عقلانيت ابزارى و تجارب بشرى است، و بر محور خرد و خواسته او مىگردد. بشرى كه از بندگى خدا رها گشته و شانه از زير تكاليف الاهى آزاد نموده و خود بر اريكه هدايت و اداره خويشتن و جهان پيرامون خود مقتدرانه تكيه زده است؛ او با تلاشهاى پيگير و مداوم در صدد تسخير طبيعت و رسيدن به حقوق و مطالبات خود است.
خلاصه آن كه در جريان گريز و رهايى بشر غربى از سلطه و حاكميت دين و آباء كليسا، امروز بشر به دستاورد جديدى به نام «جامعه مدنى» دست پيدا كرده است كه آن را به عنوان بالاترين و كاملترين ره آورد خود به بشريت عرضه مىكند و تلاش فراوانى انجام مىدهد تا آن را جهانى سازد. از اين رو سردمداران جامعه مدنى با استفاده از تمام توان علمى، فرهنگى و اطلاعاتى و اقتصادى خود سعى مىكنند تا همه كشورها و ملتها را به پذيرش و ايجاد جامعه مدنى وادار سازند و در اين راه از عوامل و عناصر داخلى كشورها نيز استفاده مىكنند، تا از مقاومت و ايستادگى فرهنگها و ملتها جلوگيرى به عمل آورند.
متأسفانه، هر چند تبليغات و تلاشهاى مروجان انديشه جامعه مدنى تا حدّ زيادى توانسته در برخى به اصطلاح روشنفكران و دلباختگان مظاهر غربى و سياستمداران جوامع ديگر از جمله جامعه اسلامى ما تأثير كند و مفاهيم اجتماعى و سياسى خود را بر انديشه و افكار برخى تحميل نمايد، در عين حال اين دستاورد بشرى به دليل اصول، مؤلفهها و اهداف مغاير با نظام هستى و فطرت بشرى به زودى به نقصان و شكست خود پى خواهد برد و همانند نمونههاى ديگر خود- مثل جامعه سوسياليستى و نظام كمونيستى- به موزه تاريخ سپرده مىشود، چنانكه علائم و آثار آن امروزه به خوبى