بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى

بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٥٤

قرارداد اجتماعى آن را در برابر «جامعه طبيعى» «١» مى‌نهند. از آنجا كه جامعه مدنى بر اساس قرارداد ميان انسانها وضع مى‌شود، اين جامعه را جامعه غير طبيعى مى‌دانند. «٢» از ديگر مفاهيم جامعه مدنى، جامعه متمدن است. جامعه مدنى در اين مفهوم، در تقابل با جامعه ابتدائى است. اولين كسى كه اين مفهوم را از جامعه مدنى قصد نموده «آدم فرگوسن» در كتاب «گفتارى درباره تاريخ جامعه مدنى» بوده است. در اين مفهوم نيز جامعه مدنى حوزه‌اى متمايز از حوزه دولت لحاظ نمى‌شود. بنابراين مى‌توان گفت تا قرن هيجده ميلادى تمايزى ميان مفهوم جامعه مدنى و دولت وجود نداشته است.
كاربرد جامعه مدنى به عنوان حوزه متمايز از دولت، در فلسفه سياسى، بر خلاف ساير مفاهيم جامعه مدنى بيانگر تفاوت اساسى و تطورى جديد در مفهوم اين واژه است. خاستگاه اين مفهوم، پس از فروپاشى دولتهاى مطلقه و پيدايش دولتهاى ليبرال، در غرب است.
تمييز مفهوم جامعه مدنى از مفهوم دولت، محصول انديشه سياسى قرنهاى ١٨ و ١٩ در غرب بود. چنين تمييزى واقعيت فروپاشى ساخت دولت مطلقه و پيدايش دولت ليبرال و حوزه بازار آزاد را منعكس مى‌كرد. البته مظاهر اوليه و نطفه‌هاى جامعه مدنى در درون فئوداليته و قرون وسطا در اروپا وجود داشت. «٣» جامعه مدنى به مفهوم حوزه متمايز از دولت، در انديشه متفكرانى مانند هگل و ماركس نيز مطرح شده است. در فلسفه هگل جامعه مدنى در ميان خانواده و دولت جا دارد، و به عنوان مرحله يا دمى «٤» بعد از خانواده و قبل از دولت است. فرد از خانواده وارد جامعه مدنى شده و از جامعه مدنى به دولت مى‌رسد. به عبارت ديگر، تكامل فرد در گذر از خانواده به جامعه مدنى و از جامعه مدنى به دولت است.