بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٣٣
«خداوند به حق حكم مىكند.» «پس بعد از حق جز گمراهى چه چيزى است» «و اگر بعد از علمى كه برايت آمده است از خواهشهاى آنها پيروى كنى براى تو از جانب خداوند ولايت و نصرتى نيست.» دو: در مواردى كه مطالبات مردم بر خلاف ارزشها و اصول اسلامى نيست، اما به تشخيص رهبر و مسئولان كه كارشناسان و متخصصان دينى و سياسى هستند، اجراى آن خواستهها به قيمت فدا كردن مصالح مهم و اساسى جامعه اسلامى تمام مىشود، بايد ديدگاه رهبر و كارگزاران با مردم در ميان گذاشته شود و زيانهاى مربوط به خواستههايشان به آنان گوشزد گردد، تا نظر اكثريت اصلاح شود. در غير اين صورت، مسئولان حق ندارند دچار ترديد، وسوسه يا عوامفريبى شوند، بلكه بايد شجاعانه تصميم مقتضى را اتخاذ و اجرا كنند.
سه: در مواردى كه خواستههاى شهروندان با تصميمات و صلاحديدهاى كارگزاران تعارض يا تضاد داشته باشد، اما در حدى نباشد كه به تشخيص رهبر كه عالىترين مقام در تشخيص مصالح است، براى مصالح مهم و اساسى كشور مضر باشد، به دليل اينكه تشخيص مردم، به ويژه مردم متعهد و مكتبى ممكن است از تشخيص افراد معدود (كارگزاران) به حقيقت نزديكتر باشد و نيز براى اينكه احترام به خواستههاى مردم، خود يك مصلحت بسيار ارزشمند در نظام مردمسالار دينى است، بايد اولويت در اين موارد همان رعايت مطالبات اكثريت و تأمين آراى آنها باشد، گرچه اقليت آن را نپسندند.
٥- ٢- ٣. عدالت و برابرى: عدالت از لحاظ لغوى به معناى دادگرى و استقامت بر راه حق است و در اصطلاح داراى معانى سه گانه ذيل است:
الف- موزون بودن؛ ب- تساوى، برابرى و نفى هر گونه تبعيض؛ ج- رعايت حقوق افراد و عطا كردن حق هر صاحب حقى به وى. «١» مراد ما از عدالت در اين بحث، دو معناى اخير است.