بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٤٣
انسان مىتواند از نظر معنوى و روحانى بهطور مستمر در حال ترقى و تكامل باشد كه در اين صورت مسير نهايى حركت او به خداوند سبحان منتهى مىگردد. بنابراين، آزادى مطلوب جامعه اسلامى چنين تعريف مىشود: «آزادى عبارت است از نبودن هيچ گونه مانعى در راه انتخاب و سير اين راه الهى، و يا نبودن هيچ گونه مانعى در مسير تكامل انسان».
با توجه به تعريف آزادى، مباحث زير پيرامون آزادى در جامعه اسلامى قابل توجه است:
١- ٣- ٤. آزادى عطيه الهى: در بينش اسلامى علاوه بر برابرى انسانها در آفرينش، آحاد انسانها براى انتخاب راه زندگى خود نيز آزاد خلق شدهاند. يعنى آزادى در انتخاب موهبتى است الهى كه از سوى خداوند سبحان به همه انسانها داده شده است.
لذا نبايد تصور شود كه در هندسه فكرى اسلام يك طرح جبرى از پيش ساختهاى براى انسانها طراحى شده است كه باعث سلب آزادى و اراده آنهاست. بلكه بر عكس تنها جبرى كه در مورد انسان قابل تصور است همان اجبار در داشتن آزادى و اختيار است. به تعبير ديگر، «انسان مجبور در داشتن اختيار و آزادى است» خداوند منّان با بيان اينكه ما انسان را شنوا و بينا آفريدهايم و راه را به وى نشان دادهايم تا خود راه خير و حق را و يا راه ناسپاسى را انتخاب كند، «١» بر نقش انتخابگرى انسان تأكيد مىكند. به دليل همين نظريه، انسانها از لحاظ حقوقى و اجتماعى آزاد هستند و هيچ كس حق حاكميت بر ديگران را ندارد، مگر آنكه حاكميت وى در راستاى حاكميت خداوند و به اذن او باشد. در روايات اسلامى نيز بر اين نكته تأكيد شده است؛ چنانكه امام على (ع) مىفرمايد:
لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَقَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً. «٢» بنده ديگرى مباش، زيرا كه خداوند تو را آزاد قرار داده است.
و نيز مىفرمايد: