بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى

بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ١٦

گفتنى است برخى از انديشمندان و نويسندگان معاصر تعاريف ذيل را براى جامعه اسلامى ارائه داده‌اند.
برخى جامعه دينى را جامعه عامل به احكام دين معرفى كرده‌اند. «١» بعضى ديگر گفته‌اند:
جامعه دينى جامعه‌اى است كه مردم آن، اين دغدغه را دارند كه دائماً ببينند امر، خواست و حكم خدا چيست، و سعى كنند انديشه‌ها و رفتارهاى خودشان را با اين خواست و حكم تطبيق دهند.
به بيان ديگر «جامعه دينى جامعه‌اى است كه مردم آن به داورى دين در مورد رفتار و اعمالشان تن در مى‌دهند و مى‌پذيرند كه دين چگونه در مورد آنها داورى كند. «٢» كسانى نيز معتقدند جامعه دينى جامعه‌اى است كه در آن حكومت كنندگان، دينداران هستند. «٣» گروهى در تعريف جامعه دينى گفته‌اند: «جامعه‌اى دينى است كه به طور صلح‌آميز وجود دارد و هيچ جامعه صلح‌آميز و پررونق و درحال رشد و شكوفايى نمى‌تواند جامعه غير دينى باشد. «٤» نويسنده ديگرى در تعريف جامعه دينى مى‌نويسد:
بايد جامعه دينى را «جامعه دين مدار» «دين‌باور» و «دين داور» و مطلوب دين دانست. چنين جامعه‌اى هم مبناى نظام حقوقى آن، دين است (شريعتمدار)، هم زمامدارى دينى را پذيرفته (نظام دينى) و هم مردم آن، به طور فردى و جمعى، به دين و راهكارهاى دينى اعتقاد دارند (دين‌باور) و هم داورى دين را در مورد رفتار و اعمالشان مى‌پذيرند يعنى نوعى دغدغه دينى در مردم وجود دارد كه پيوسته رفتار و كردار و گفتار و انديشه‌هايشان را با دين سنجيده، موزون و هماهنگ مى‌سازند (دين‌داور) و چون چنين جامعه‌اى داراى معيارهاى مطلوب دينى و وحيانى است، لذا جامعه‌اى تراز قرآن و سنت است و مطلوب و مرضى شريعت است (مطلوب دين). «٥»