بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٧٤
بنابراين مشرب، بسيارى از رفتارها و كنشها حكمى جز اباحه ندارند و به اصطلاح در «منطقة الفراغ» واقع مىشوند. ليبراليسم اصولًا به قواعد ثابت، واحد، مطلق و تغييرناپذير معتقد نيست، و در واقع قائل به نسبيت اخلاقى است.
سه- ليبراليسم الاهيّاتى: اين اصطلاح بيشتر در الاهيات مسيحى به عنوان يك جنبش دينى و فكرى كاربرد دارد، و در تقابل با انديشه ارتدوكسى و سختگيرىهاى عملى و عقيدتى است. الاهيات ليبراليستى بر خلاف ارتدوكسى- كه بر عقايد و عباديات تأكيد مىورزد- اخلاقيات دينى را مطمح نظر قرار مىدهد.
چهار- ليبراليسم سياسى: عامترين كاربرد ليبراليسم در حوزه سياست است. اين نوع ليبراليسم طرفدار آزادى هر چه بيشتر فرد و در پى دفاع از حقوق فرد و نهادهاى مدنى در برابر حوزه اقتدار دولت است.
پنج- ليبراليسم فرهنگى: اين نوع ليبراليسم عبارت است از جانبدارى از آزادىهاى فردى و اجتماعى- مثل آزادى انديشه و بيان- و گسترش فرصتهاى آزاد و انعطافپذيرى اخلاقى و ٣- ٢- ٣. مبانى و لوازم ليبراليسم: برخى از مبانى و لوازم ليبراليسم به طور اجمال عبارتند از:
مبانى: «انسان گرايى» «١»، «فرد گرايى» «٢»، «عقل گرايى» «٣»، «تجربه گرايى» «٤»، «علم گرايى» «٥»، «سنت ستيزى» «٦»، «تجدد گرايى» «٧» و «پيشرفت باورى». «٨» ...