بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٧١
ليبراليسم در ذات خود بر اين باور است كه انسان آزاد است، اما اين آزادى در عمل در برابر اضداد خود معين مىشود. از اين رو معناى كامل واژه ليبراليسم كه تعريف محصل و اجماعى آن به صعوبت به دست مىآيد در كنار واژههاى متضاد خود مانند:
استبداد، يكه سالارى، حكومت مطلقه، دولت گرايى، صنفگرايى، اقتصاد ارشادى و جمع باورى قابل دريافت است. در واقع اين واژه با تعيين آنچه ليبراليسم مردود مىشمارد، به نحو سلبى فصل مشترك همه اشكال ليبراليسم را نشان مىدهد. يعنى طرد فشارها و قيودى كه قدرت بيرونى با هر خاستگاه و غايتى به منظور خنثا كردن تعيّنات فردى اعمال مىكند. «١» ليبراليسم محور و كانون انقلابها و اصلاحات بزرگ سدههاى ١٧ و ١٨ در اروپا و امريكا بود و نظامهاى سياسى و اقتصادىاى كه پس از آنها بر پا شد، عمدتاً تأثير آرمانها و بينشها و گرايشهاى ليبراليستى بود. آرمانهايى چون: آزادى، برابرى، نفى استبداد دينى و سياسى، و حكومت قانون. اما به عقيده محققان، فرجام اين انقلابها به منفعت طبقات تاجر پيشه و طبقه موسوم به «بورژوا» «٢» تمام شد. ايدئولوژى ليبراليسم، خصوصاً در شكل كلاسيكى آن در واقع بازتاب سود و سوداى اين طبقه بود. «٣» دو نكته مهم درباره ليبراليسم اين است كه اولا: مفهوم ليبرالى ماهيت انسان، افعال وى را ناشى از انرژى طبيعى تمنّيات و اميال ذاتى او مىداند كه فعالانه از درونش مىجوشد.
و ثانياً: فرد براى ارضاى اين تمنّيات و اميال به وسيله قوه قاهره خود هدايت مىشود كه به درجات مختلف جزو دارايىهاى جهانى بشر به حساب مىآيد. «٤» مكتب ليبراليسم معتقد است فرد انسانى موجودى است آزاد كه داراى خواستهها و تمنّياتى است كه مىتواند آنها را بشناسد و براى رسيدن به آنها تلاش كند، و رشد او به اين است كه در اين فرايند آزاد باشد. ليبراليسم با اين نگرش نهالى است كه در سرزمين