بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٦٨
كه در بسيارى از فلسفهها و انديشهها و مكتبهاى پس از عصر نوزايى (رنسانس) تا به امروز نفوذ دارد، هر چند كه بروز و ظهور آن در برخى مكاتب فلسفى و سياسى مانند:
پراگماتيسم، اگزيستانسياليسم، پرسوناليسم، ماركسيسم و ليبراليسم پررنگتر و بيشتر است. «١» ٢- ١- ٣. عناصر و مؤلفههاى اومانيسم: مهمترين عناصر و اجزاى اومانيسم عبارتند از: الف- محوريت انسان و پاىبندى به خواستهها و علايق انسانى؛ ب- شكگرايى و استفاده از روش عملى به عنوان ابزار مناسب براى كشف حقيقت و ساختن جامعه انسانى؛ ج- تأكيد بر اختيار و عقل به عنوان جنبههاى اساسى وجود انسان؛ د- عقيده به جامعهاى باز و تكثرگرا؛ ه- تاكيد بر دموكراسى به عنوان بهترين ضامن حقوق انسان در برابر اقتدار فرمانروايان و سلطه حاكمان؛ و- التزام به اصل جدايى نهادهاى دينى از دولت و سياست؛ ز- پرورش هنر مذاكره و گفتگو براى حل تقابل فهمهاى مختلف؛ ح- اعتقاد به اينكه تبيين جهان بر اساس ماوراى طبيعت تلاشى است براى تحقير و بىارزش ساختن عقل انسان.
اومانيستها معتقدند جهان موجودى «خود پيدايش» «٢» است و بخشى از همين جهان طبيعت است كه توسط فرآيند تحولى مداوم پديد آمده است؛ ط- اعتقاد به ارزش گذارى ايدئولوژىها و سنتهاى دينى، سياسى، اجتماعى و ...
توسط انسان. «٣» در ميان اين عناصر و مؤلفهها، عناصرى مانند: «بى همتايى فرد انسانى»، «خرد» و «پرورش علمى» مايه اصلى و هسته مركزى اومانيسم هستند.