بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٦٤
ديدگاه ديگر در اين مجموعه، ضرورت تاريخى تحقق ايدهها و آرمانهاى انقلاب اسلامى را محور نظريه خود قرار داده، معتقد است كه اساساً انقلاب فراهم كننده زمينههاى جامعه مدنى در ايران است. از اين رو، انقلاب اسلامى نه تنها با جامعه مدنى مخالف نيست، بلكه در راستاى تحقق آن واقع شده است. بنابراين براى رسيدن به اهداف و آرمانهاى انقلاب اسلامى بايد به تقويت جامعه مدنى پرداخت. «١» ضرورتهاى منطقهاى و بينالمللى: برخى پژوهشگران با توجه به ضرورتهاى منطقهاى و بينالمللى سياست خارجى ايران، به مساله جامعه مدنى پرداخته، با آن موافقت كردهاند. در اين ديدگاه جامعه مدنى، از سياست خارجى جدايى نداشته، و سياست خارجى نيز بر آن تأثير زيادى دارد. «٢» يعنى جمهورى اسلامى ايران اگر بخواهد با كشورهاى منطقه و جهان تعامل و همكارى داشته باشد، لازم است به جامعه مدنى تبديل شود.
٦- ٢- ٢. جامعه مدنى، دستاورد علم و تمدن بشرى: رويكرد قابل ذكر ديگرى در جريان موافقت «لزوم اتخاذ جامعه مدنى به عنوان دستاورد علوم جديد» است.
اين گروه مىگويند چون جامعه مدنى محصول علوم جديد و تمدن بشرى است بايد آن را پذيرفت. امتناع از جامعه مدنى يعنى پشت پا زدن به علوم و تمدن بشرى، و چنين واكنشى يعنى عقب ماندگى بيش از پيش از كاروان تمدن بشريت.
اين رويكرد بر آن است كه اگر چه خاستگاه جامعه مدنى در غرب بوده اما از نگاه فرهنگى، ويژگيها و مناسبتهاى جامعه مدنى پيش و بيش از آنكه غربى باشد، انسانى و تمدنى است. مگر اينكه فردگرايى، انسانيت، انصاف، برابرى و عدالت و آزادى را پديدههاى صرفاً غربى بدانيم. «٣»