بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٥٨
مخالف است. اين ديدگاه با اشاره به تنوع فرهنگى جامعه ايرانى عقيده دارد كه ايرانيان استعداد تحقق جامعه مدنى را ندارد، زيرا براى رسيدن به يك ساختار جديد اجتماعى بايد براى آن تربيت شد و چنين تربيتى براى رسيدن به جامعه مدنى در نظام آموزشى ايران فراهم نشده است.
به عبارت ديگر، لازمه جامعه مدنى، داشتن ميزان معينى از دانش، مشاركت فعال و آگاهانه اجتماعى، و شناخت مسئوليتهاى اجتماعى به عنوان وظايف ملى است كه در اوضاع و احوال كنونى جامعه ايرانى نمىتوان به آن جامعه رسيد. «١» در واقع اين ديدگاه مخالف ايده جامعه مدنى نيست، بلكه تحقق آن در جامعه اسلامى ايران را ممكن نمىداند.
پس از آشنايى با برخى ديدگاههاى مخالف تحقق جامعه مدنى در ايران، اينك به مهمترين عناصر و مؤلفههاى آن اشاره مىشود:
الف- جامعه مدنى محصول تمدن انسان مدار است و چون دوران اين تفكر به سر آمده است ديگر جاى طرح جامعه مدنى غربى در زمان حاضر، خصوصاً در ايران اسلامى نيست.
ب- جامعه مدنى به معناى تمدن يا مدنيت نيست، تا در مقابل جامعه بدوى به كار رود.
ج- جامعه مدنى غربى به مدينة النبى باز نمىگردد، زيرا بافت جامعه نبوى، بافت روستايى و قبيلهاى بوده و نمىتواند براى جامعه امروزى كه به مراحل تمدن و پيشرفت رسيده است، مورد استناد باشد.
د- اصول جامعه مدنى با اصول جامعه اسلامى ناسازگار است.
ه- ايده «جامعه اسلامى» قابل دفاع است، در حالى كه ايده «جامعه مدنى اسلامى» به دليل مشكلات نظرى، غير قابل دفاع است.
و- تنوع خرده فرهنگها در جامعه ايران و فقدان شرايط و استعداد لازم، مانع رسيدن به جامعه مدنى است.