بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٥٦
در زمينه جامعه مدنى داشته باشيم و نظرات آنها را در قبال اين مفهوم بررسى نماييم:
جريانهاى مواجه با مقوله جامعه مدنى در كشور در يك تقسيمبندى كلى به دو جريان موافق و مخالف قابل تقسيماند. با بررسى رويكردهاى مختلفى كه در ذيل هر يك از اين دو جريان عمده وجود دارد، روشن خواهد شد كه چه ميزان تنوع آرا در اين مساله وجود دارد كه هر گونه جريان سازى را صرفاً بر اساس اشتراك لفظى و اندك تشابهى تجويز مىنمايد.
١- ٢. جريان مخالفت (آراى مخالفان تحقق جامعه مدنى غرب در ايران)
منظور ما از اين جريان، ديدگاههايى است كه با موضعى منفى به مقوله جامعه مدنى در ايران نگريستهاند. طرفداران اين جريان بر اين عقيدهاند كه چون مبانى و اصول جامعه مدنى غربى با اصول و اركان جامعه دينى و اسلامى ناسازگارى دارد، تحقق جامعه مدنى در ايران امكان ندارد. رويكردهاى متعدد اين جريان عبارتند از:
١- ١- ٢. ناسازگارى جامعه مدنى غربى با انديشه دينى جامعه اسلامى:
طرفداران اين ديدگاه برآنند كه اساساً جامعه مدنى با توجه به مبانى و مؤلفههاى خود، و با توجه به سيرتكوين و تطور مفهومى خود، با انديشه دينى و در نتيجه با جامعه اسلامى ناسازگار ومتعارض است وهرگز نمىتوان ملايمت وسازگارى ميان اين دو جامعه برقرار كرد.
برخى از طرفداران اين ديدگاه چنين عقيده دارند:
اگر مفهوم جامعه مدنى را آن طور كه در بستر خاص متولد شده و در غرب مطرح است، به كار ببريم، و در عين حال بگوييم كه ما دولتى هستيم مدافع ارزشهاى اسلامى، اين يك نوع تناقص است. البته اشكال ندارد كه كسى بگويد جامعه مدنى به طور قراردادى جامعهاى است كه تمام فضايل را كه فكر مىكنيم دارا است، ولى صحيح نيست كه اصطلاحاتى را كه در آن بستر و پيشينه تاريخى خاص پديد آمده به يك معناى ديگر مورد نظر خودمان به كار ببريم. «١»