بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٥٣
فصل دوم: مختصات جامعه مدنى غربى ١. مفهوم جامعه مدنى و سير تحول آن «جامعه مدنى» «١» ترجمه لاتينى" KoinoiaPolitike" ارسطو است. ارسطو در بحث تجمعات انسانى، «دولتشهر» «٢» را در مقابل خانواده و دهكده، نقطه كمال و غايت جوامع ديگر مىدانست. او معتقد بود خانواده براى رفع و ارضاى نيازهاى زيستى و معيشتى اعضايش به وجود مىآيد در حالى كه شهر از لحاظ توانايى برآوردن نيازها (با اتكاى به ذات) به غايت كمال رسيده و تجمعى براى «بهتر زيستن» است. «٣» بنابراين، جامعه مدنى در مفهوم ارسطويى آن، تمايزى با دولت نداشته، در برابر خانواده قرار مىگيرد و از لوازم اجتماع انسانى است كه از گرد هم آمدن خانوادهها تشكيل مىگردد.
اين مفهوم از جامعه مدنى علاوه بر انديشه ارسطو، در انديشه نظريه پردازان قرار داد اجتماعى نظير «جان لاك» هم ديده مىشود. در تفكر لاك نيز مفهوم جامعه مدنى مترادف با دولت است با اين تفاوت كه ارسطو آن را در برابر «خانواده» قرار داده، اما طرفداران