بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٤٨
تمايز آشكارى ميان توصيههاى مدنى جوامع غربى با آموزهها و سفارشات جامعه اسلامى وجود دارد. اصولًا تصويرى را كه جامعه مدنى غربى از حقوق انسان ارائه مىدهد، با تصوير حقوق اسلامى بسيار متفاوت است. زيرا انسانشناسى اسلام تفاوت و تمايز روشنى با انسانشناسى جامعه مدنى غربى دارد. در اسلام حقوق انسان با حقوق الهى قرين و همراه است، انسان به عنوان موجودى متعهد و مسئول، در عين برخوردارى از پارهاى حقوق اساسى بايد پرواى رعايت حقوق الهى و رضايت او را نيز داشته باشد. اين مبنا سبب مىشود كه نظام حقوقى اسلام در موارد پرشمارى با نظام لائيك جامعه مدنى غربى متفاوت باشد.
در نظام حقوقى اسلام، نژاد، رنگ، منصب، فقر و غنا و امور ظاهرى ... موجب امتياز حقوقى نيست، اما امورى همانند كفر، ايمان، و حق و باطل منشأ تفاوت حقوق مىگردد.
در جامعه اسلامى آزادى انديشه، روش، دين و مذهب وجود دارد، اما در مسائل زيادى كفار با مسلمانان، از لحاظ حقوقى يكسان و برابر نيستند. البته اين تفاوتها از واقع نگرى اسلام سرچشمه مىگيرد، نه از تبعيض و تنگ نظرى قانونگذار.
توصيه به دخالت حداقلى حكومت و سپردن حريم خصوصى- به طور كلى- و حريم عمومى- تا حد ممكن- به افراد و پرهيز از دخالت در مصالح فردى و عمومى، با آموزههاى اسلامى همسويى ندارد. زيرا اصلاح و تربيت نفوس و تلاش براى استقرار ارزشهاى دينى و اخلاقى از اهداف مهم جامعه اسلامى است.
البته تحقق اين اهداف ابزارهاى مناسب خود را مىطلبد و معنايش استبداد، تحميل، خشونت و اعمال زور نيست، بلكه مراد اين است كه جامعه اسلامى بايد دغدغه اين امور را داشتهباشد و در برنامهريزىها و مطالبات خود اين امور را وجهه نظر و همت خود قرار دهد.
برخى از توصيههاى مدنى با آموزههاى اسلامى تعارض كلى ندارند و شايسته دقت و تأمل هستند، سفارشاتى مانند تو بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى ٥٩ ١ - ٢. جريان مخالفت(آراى مخالفان تحقق جامعه مدنى غرب در ايران)
ص : ٥٦ صيه به نظارت و تسلط بر قدرت سياسى، دعوت به افزايش مشاركت سياسى، عضويت در انجمنها، گروهها و احزاب و البته آنچه در هنجار نظام دينى جامعه اسلامى اهميت دارد توجه به دو مطلب است:
الف- آيا در متون دينى اشاراتى به جواز عمل به چنين شيوههاى نوينى در اجتماع و اداره جامعه وجود دارد؟