بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٤٢
انسان در هر دو بعد وجودى خود بى نهايت است و حد ايستايى ندارد. يعنى همان طور كه در عرصه معنويات مىتواند از فرشتگان پيشى گيرد، در قلمرو شخصيت مادى خود نيز مىتواند از پستترين موجودات، پستتر و گمراهتر گردد.
اينك با توجه به ماهيت و هويت ويژه انسان اين پرسش مهم مطرح است كه آيا اسلام در تربيت و هدايت پيروان خود فقط به يك بعد آنها عنايت دارد؟ يعنى آيا انسان صرفاً بايد به امور معنوى بپردازد و نسبت به همه لذتهاى مادى بىاعتنا گردد، يا برعكس بايد به اصالت لذت عقيده داشته باشد و تمامى سعادت انسانى خود را در كامجويى بيشتر از لذايذ مادى بداند، و يا اينكه بايد به هر دو جنبه وجودى خود توجه لازم و كافى داشته باشد؟
از نظر اسلام دو ساحت مادى و معنوى انسان از يكديگر جدايى ندارند، لذا پرورش و تكامل جنبه معنوى انسان بدون توجه به جنبه مادى وى امكانپذير نخواهد بود؛ چنانكه محصور شدن در لذتهاى مادى و كامجويى از غريزههاى طبيعى بدون عنايت به جهات معنوى، سقوط و انحطاط انسان را به دنبال خواهد داشت.
نكته مهم اين است كه اسلام به پيروان خود مىآموزد استفاده از جهات مادى بايد ابزارى براى سير تكاملى انسان به سوى خداوند باشد. به عبارتى انسان بايد از خودبينى و خودمدارى (اومانيسم) به سوى خدابينى و خدامحورى سوق يابد. اين حركت تكاملى نه تنها خواسته و سفارش اسلام و تكليف جامعه اسلامى، بلكه از تعاليم همه پيامبران و اساساً هماهنگ با فطرت الهى انسان است. «١» ٣- ٤. آزادى و كرامت انسان از مقولههايى كه در جامعه مدنى غربى بسيار بدان توجه شده و آنان در تبليغات خود به آن پرداختهاند و بر مردم جهان فخر مىفروشند، مقوله آزادىهاى متنوع انسان است.
بدين لحاظ در اينجا آزادى و كرامت انسان در جامعه اسلامى را مطرح مىكنيم تا با آگاهى بر نظريه اسلام درباره آزادى انسان، واقعيت ادعاهاى غربيان را در اين باره نقد و بررسى نماييم: