بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى

بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٣٦

ج- عدالت قضايى: علاوه بر قوّه مقننه و مجريه بايد در قوه قضائيه و در صدور و اجراى احكام قضايى هم عدالت حاكم باشد. خداوند در قرآن فرمان مى‌دهد اگر خواستيد ميان مردم داورى كنيد، به عدالت داورى كنيد. «١» از آنجا كه رفتار دستگاه قضايى در هر جامعه نشان دهنده بود يا نبود عدالت است، اسلام در رابطه با عدالت قضايى دستورات مؤكد پرشمارى دارد. به عنوان نمونه امام على (ع) مى‌فرمايد:
قاضى بايد حتى در نگاه خود دقت كند و بين طرفين دعوا در اشاره و نوع نشستن و نظر، عدالت را رعايت نمايد. «٢» د- عدالت اقتصادى: از درخشان‌ترين آموزه‌هاى جهان‌بينى اسلام، عدالت اقتصادى آن است كه سبب جذب فطرتهاى عدالت‌جو در طول تاريخ اسلام شده است. در فرهنگ اسلامى مالكيت از آنِ خداوند است و هر چيزى كه تحت عنوان منابع طبيعى قرار دارد، از آنِ خداوند بوده، و همه مردم مى‌توانند براى تداوم حيات خود از آنها استفاده نمايند. از اين رو هيچ فرد يا گروهى حق ندارد ثروتهاى طبيعى را «مال خود» دانسته و ديگران را از آنها محروم سازد.
اصل عدالت اقتصادى كه عبارت است از بهره‌مندى به اندازه تلاش، بر تمام قوانين و مقررات اقتصادى حاكم است و مانع هر نوع ظلم و اجحاف و بى‌عدالتى مى‌شود.
انسان در طول مالكيت خداوند، مالك دستاوردهاى خود است، در عين حال اسلام تراكم بى حساب و انحصار گردش ثروتها در دست تعداد معدودى را محكوم مى‌كند.
قرآن در اين باره مى‌فرمايد:
مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى‌ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى‌ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى‌ وَالْيَتمَى‌ وَالْمَسكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ «٣» آنچه را خدا بر پيامبرش از اهل آبادى‌ها ارزانى داشت، از آنِ خدا، و از آنِ پيامبر و از آنِ نزديكان و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان است، تا دولت ميان اغنيا نباشد.