بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٣٥
عدالت در جامعه داراى ابعاد گوناگونى است كه اينك به برخى از آنها به اختصار اشاره مىگردد:
الف- عدالت اجتماعى: روابط اجتماعى در جامعه اسلامى بر عدالت استوار است، به گونهاى كه از بروز هر گونه ظلم و بى عدالتى جلوگيرى مىكند. در اسلام هيچ فرد و طبقهاى، بر ديگران برترى نداشته، و احراز مناصب و موقعيتهاى اجتماعى و سياسى تنها بر اساس ضوابط و ملاكهاى اسلامى امكانپذير است. از اين رو، هر گونه خودكامگى، سلطهجويى، زورگويى و به بند كشيدن انسانها بر خلاف عدالت، و از نظر اسلام به شدت محكوم است.
در جامعه اسلامى روابط اجتماعى به گونهاى تنظيم مىگردد كه مانع تحرك هيچ يك از اقشار نباشد، بلكه با اجراى عدالت زمينه شكوفايى استعدادهاى بشرى و به كمال رسيدن انسانها فراهم گردد و به جاى روابط، ضوابط حاكم شود. عاملِ توزيعِ مناصب و مشاغل در جامعه اسلامى تنها لياقت، كاردانى و تعهد است، نه طبقه، نژاد، ثروت، حزب، جَناح و البته در اسلام حقوق ويژهاى براى والدين، كودكان، يتيمان، مريضان، معلولان و همسايگان وجود دارد كه گوياى دقت فراوان اسلام در برقرارى عدالت در روابط اجتماعى است.
ب- عدالت در قانون: علاوه بر عدالت در روابط اجتماعى، اسلام بر اجراى عادلانه قانون درباره افراد و طبقات مختلف جامعه بدون هر گونه انحصار و اختصاصى تأكيد فراوان دارد. نه تنها قوانين ظالمانه نبايد وضع گردد، بلكه در اجرا نيز بايد عدالت رعايت شود. اميرمؤمنان على (ع) اجراى قانون به نفع افراد و گروهها را مستلزم اجراى قانون به ضرر آنان هم دانسته و فرموده است:
الحَقُّ لا يَجرى لِأحَدٍ إلّاجَرى عَلَيْهِ، وَلا يَجرى عَلَى أَحَدٍ، إلّاجَرى لَهُ «١» حق به نفع كسى جارى نمىشود، مگر آنكه عليه او نيز جريان مىيابد و عليه كسى جارى نمىشود مگر اينكه به نفع او نيز جارى مىشود.