بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٢٩
بى شك هرگاه خداوند فردى را به امامت و حاكميت جامعه اسلامى منصوب نمايد، او حاكم شرعى و قانونى خواهد بود، آنگونه كه حكومت پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) از اين سنخ بوده است. در عين حال نبايد تصور شود كه پيامبر (ص) و امامان (ع) به دليل عصمت و نصب الهى و داشتن مشروعيت و صلاحيت مكتبى، از مقبوليت و پذيرش مردمى بى نيازند زيرا مقبوليت مردمى با اقبال و مشاركت آنان در قبول رهبرى محقق شده و باعث عينيت بخشيدن به امامت خواهد شد. البته، اين ديدگاه، ديدگاههاى رقيبى هم دارد كه از تكرار آنها خوددارى مىشود.
البته چگونگى اين مشاركت خواه از راه بيعت باشد، يا به صورتهاى ديگرى كه نشانگر اقبال و حضور مردم است تفاوتى نمىكند. حضرت امير، على (ع) از تحقق عينى امامت (مقبوليت رهبرى) توسط مردم با كلمه «انعقاد» تعبير نموده و درباره رابطه ميان شهروندان و رهبر چنين مىفرمايد:
... وَلَع بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى ٣٩ ٢ - ٣. رويكرد ايجابى ص : ٢٢ َمْرى لَئِن كانَتِ الإمامَةُ لا تَنعَقِدُ حَتَّى تَحضُرُها عامَّةُ النّاسِ، فَما إلى ذلِكَ سَبيلٌ؛ وَلكِن أهلُها يَحكُمُونَ عَلى مَن غابَ عَنها. «١» ... به جان خودم سوگند، اگر امامت جز با حضور همه مردم صورت نگيرد، هرگز تحقق نخواهد يافت، ولى كسانى كه اهل آنند و آن را پذيرفتهاند، كسانى كه هنگام تعيين امام حاضر نبودهاند را به پذيرفتن آن وامىدارند در اين بيان هر چند مشروعيت و صلاحيت امامت به انتخاب مردم موكول نشده است، اما حضرت انعقاد امامت را در جامعه به حضور صاحب نظران و رضايت عامه مردم، مشروط نموده است. همانطور كه تعابيرى چون «رضى الرَّعِيَّةِ» و «رِضَى المُسلِمينَ» در روايات ديگرهم بر اين مسأله تأكيد دارد.