بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٢٣
در غرب عامل نظارت مسلماً همان آراى مردم و اكثريت است. اما در حوزه انديشه اسلامى با توجه به محدوديت عقل بشرى، عامل كنترل ضرورتاً عامل فراانسانى يعنى خداوند و احكام متعالى او است. از ديدگاه اسلام، نقش كنترل قوانين به نظام تشريع خداوند مربوط مىشود كه با نظام تكوين مطابقت كامل دارد.
در اسلام قانونگذارى تنها از آنِ خداوند سبحان است و هرگز انسانها حق قانونگذارى ندارند. همان طور كه در قرآن آمده است همه افراد حتى رسول خدا (ص) هم بايد تابع قوانين شريعت باشد. «١» ٢- ٢- ٣. امامت و رهبرى مستمر: يكى از اساسىترين مبانى مورد اختلاف ميان جامعه اسلامى و جامعه غربى در طرز تلقى از حكومت و دولت است. گاهى هدف از ايجاد حكومت آن است كه تمامى افراد جامعه بتوانند هر گونه كه مىخواهند و مىپسندند عمل كنند و با آزادى مطلق مسير خود را طى نمايند، به عبارت واضحتر، هدف حكومت فقط اداره جامعه و برقرارى نظم است. البته به بهترين شكلى كه همه مردم راضى باشند و رفاه و آسايش و آزادى آنها تأمين باشد، و تمامى خواستههايشان ارضا گردد. يعنى مردمدارى و مردممحورى هدف اصلى دولت و حكومت است. جامعه مدنى غربى احتمالًا بهترين مدل اين نوع حاكميت- حداقل در شعار و ظواهر- است.
اما گاهى هدف حكومت، تنها تأمين امنيت، نظم و آزادى مردم نيست، بلكه هدف، هدايت جامعه به سوى كمال است. يعنى مقصود اصلى، تربيت، ترقى و پيشرفت جامعه به لحاظ معنوى، اخلاقى و فرهنگى است. دولت و جامعه اسلامى مبتنى بر امامت و رهبرى، بهترين نمونه براى اين نوع حكومت و هدايت جامعه به سمت تعالى و كمال انسانى است.
بنابراين استمرار رهبرى و امامت در همه زمانها در جامعه اسلامى از مهمترين اصول نظام و دولت اسلامى است. جامعه اسلامى بدون استمرار حضور رهبرى معنا ندارد، لذا بعد از دوره نبوت، رهبرى به امامان معصوم (ع) واگذار گشته و در زمان غيبت هدايت جامعه با فقيهان عادل است.