بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٢١
اخلاق و ارزشها نيست، بلكه بايد به ارزشها پايبند باشد. پايههاى اخلاق و قضاياى ارزشى، امور عينى و مستقل از ذهنيت، خواست و ميل آدميان است. از اين رو، قضاياى پايهاى و اصلى اخلاق، مطلق و مبراى از نسبيّت است. سرّ عينى بودن امهات قضاياى اخلاقى آن است كه اين قضايا در واقع بيانگر وجود رابطهاى واقعى ميان عمل اخلاقى و كمال نهايى و روحانى آدمىاند.
خوبى عدالت و بدى خيانت و ظلم از اين رو است كه اين امور موجب كمالات روحانى و خسارات معنوى در باطن و حقيقت انسان مىشوند؛ نه آنكه به علت كاركرد اجتماعىِ مثبت اين قضايا، يا گرايش و ترجيح ذهنى طرفداران آنها مقبول هستند.
چون رابطه ميان فعل اخلاقى و كمال معنوى، واقعى و عينى است، طبعاً اين رابطه، مطلق و غير نسبى است. يعنى در هر شرايط و هر جامعهاى التزام به آنها ضرورى است.
بنابراين، انسان بايد اميال، غرايز و مطالبات خود را با اين قضاياى عينى و تكوينى هماهنگ نمايد، نه آنكه اخلاق و ارزشها بر محور سرشت غريزى و خواستههاى انسان بچرخد.
در نظام سياسى، حقوقى، اقتصادى و اجتماعى اسلام جمعگرايى در كنار فردگرايى مورد توجه و اهميت است.
٣- ١- ٣. نفى سكولاريزم (جدايى دين از سياست): اندك تأمل در محتواى تعاليم اسلامى نشان مىدهد شريعت و فقه، ركنى مهم از آموزههاى اسلام است؛ زيرا كه شريعت به حوزههاى فردى و خصوصى منحصر نيست و فقه اجتماعى اسلام، آموزههاى روشنى را در مقولات مختلف اجتماعى دارد.
بنابراين، سكولاريزم و كنار گذاشتن دين اسلام از عرصههاى اجتماعى و سياسى، و محدود كردن آن به حيات فردى، تحريف واقعيت اين دين كامل و متعالى است؛ زيرا كه اگر رفتارهاى فردى در كمال و تعالى انسان و بَناى سعادت اخروى وى دخيلند، رفتارهاى اجتماعى و روابط متقابل جمعى نيز در كمال و سعادت او مؤثرند.
دينى كه داعيه كمال و خاتميت دارد، چگونه مىتواند از اين همه تأثيرات شگرفِ رفتارهاى اجتماعى بر روحيات، اخلاق و كمال فردى صرف نظر كرده و نيز نسبت به روابط اجتماعى و چگونگى اداره امور جامعه بىتفاوت باشد.