بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ١٠٧
قوانين هدايتگر را كشف كند. او مىكوشد به اصول مستحكم دينى خود مؤمن باشد و به اخلاق فاضله الاهى متخلق گردد و در دايره احكام سعادت آفرين دين به وظايف بندگى خود عمل كند.
شهروند جامعه اسلامى مىداند كه او در هرم هستى از جايگاه رفيعى برخوردار است وى جانشين و خليفه خداوند در زمين است «١» و عالم طبيعت و دنيا مهمانسراى اوست و او براى مدتى معين و محدود بر سر اين خوان گسترده الاهى ميهمان است. «٢» او معتقد است كه دست حكيمى عليم و توانا وى را آفريده و هستى و حيات او در طبيعت جاودانه نخواهد بود، بلكه او براى مقصدى عالىتر يعنى تقرب به خداوند خلق شده است، او معاد انديش و آخرت باور است و خود را مسئول و مكلف مىداند و مىداند تنها صراط مستقيم براى رسيدن به هدف خلقت و كمال نهايى او حركت در چارچوب قوانين و مقررات الاهى است. لذا شهروند جامعه اسلامى در همه عرصههاى فردى و اجتماعى خدامحور است و در بزرگ راه هدايت الاهى سير و سلوك مىكند.
شهروند جامعه اسلامى بر خلاف شهروند جامعه مدنى كه هدفش كسب رفاه، سلامتى و انتفاع هر چه بيشتر از زندگى دنياست، هدف اساسى و مقصد نهايىاش رسيدن به قرب الاهى است؛ البته از رفاه، سلامتى و نعمتهاى دنيا به عنوان ابزار و وسيلهاى براى رسيدن به هدف اصلى خود استفاده مىكند و براى خداوند شكرگزارى مىنمايد.
«وَ ابْتَغِ فيما ءاتيكَ اللّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَ لا تَنسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنيا، وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَاللّهُ الَيْكَ وَ لا تَبغِ الفَسادَ فى الأَرْضِ، إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ المُفْسِدينَ» «٣» حقيقت آن است كه سرچشمه تمامى تفاوتهاى جامعه اسلامى و جامعه مدنى غربى در همين اصل اساسى خدا محورى جامعه اسلامى و انسان مدارى جامعه مدنى نهفته است كه همان تفاوت توحيد و شرك و ايمان و كفر است.