بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ١٠٥
مشهود است. زيرا جامعه مدنى كه مدعى طرفدارى حقوق بشر و كرامت انسانى است، اكنون بزرگترين و فجيعترين جنايات را در حق بشريت روا مىدارد و تحت پوشش حقوق بشر و مبارزه با تروريسم آخرين تيرهاى خلاص را بر پيكر بىروح خود فرود مىآورد.
با توجه به مبانى، عناصر و اهداف مغاير با نظام هستى و فطرت بشر در جامعه مدنى، ايده آلترين و برترين جامعه و كاملترين نوع اداره انسان و جهان همان جامعه اسلامى و حكومت الاهى است كه هماهنگ با نظام آفرينش و مبتنى بر فطرت آدمى است چنانكه خداوند متعال در كتاب هدايت بخش خود مىفرمايد: «انِ الْحُكمُ الّا لِلَّهِ» «١»، «لَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّكْرِ انَّ الأَرضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحوُنَ «٢»» در پايان پژوهشهاى انجام شده در مورد مقايسه جامعه اسلامى و جامعه مدنى قابل توجه است كه جامعه مدنى جامعهاى است كه اصل اساسى و سنگ زير بناى آن اومانيسم «٣» و انسان مركزى است. تمامى اصول، مؤلفهها و اهداف تشكيل دهنده جامعه مدنى بر محور اين نقطه مىگردد. از اين رو، انسان در جامعه مدنى به زعم خود فاعل مايشاء و حاكم مطلق بر سرنوشت خود است. او هستى و حيات خود را مرهون كسى نمىداند و لذا هيچ گونه تعبد و تقيّدى نسبت به هيچ كس و هيچ چيز احساس نمىكند، و خود را در قبال هيچ قدرتى مكلف نمىداند. او اصلًا تكليفى براى خود نمىشناسد، بلكه فقط خود را صاحب حقوقى فراوان مىداند كه بايد با علم و صنعت و قدرت خود، تا آنجا كه ميسر است، آنها را استيفا نمايد. در اين ديدگاه انسان موجودى است كه هستى و حياتش با تولد آغاز مىگردد و با مرگ خاتمه مىيابد. بنابراين او حق دارد در اين فاصله بيشترين سود و لذت را از زندگى خود ببرد. وى سلطان مقتدر طبيعت است و همه طبيعت در اختيار اوست تا او با علم و صنعت خود تا آنجا كه مىتواند طبيعت را تسخير ساخته، نهايت انتفاع و كامجويى را از آن بنمايد.