کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٦٧ - ادله دیدگاه دوم
حرمت غناء، معارض است.١
اشکال دوم: سند و دلالت آنها ضعِیف است؛ زِیرا مفاد اِین اخبار، داِیر بِین امر به خواندن قرآن با صوت حزِین ِیا صوت حسن است و هر دو امر، غِیر از غناء مصطلح و حرام است.٢
اشکال سوم: صوت حسن در برابر قرآن خواندن با ابزار موسِیقِی و در تقابل با غناِیِی خواندن قرآن است. مراد از صوت حسن در رواِیات، متفاهم عرفِی از اِین اصطلاح است؛ ِیعنِی صداِیِی که عرف آن را زِیبا مِیپندارد نه اِینکه لزوماً غناء باشد؛ زِیرا هر صداِی خوبِی از دِیدگاه عرف، غناء نِیست. صداِی خوب، صداِیِی است که ضرب آهنگِین آن به تناسب، رعاِیت شود که اِین مفهوم، اعمّ از غناء است. الحان عربِی هرچند خالِی از ضرب آهنگِین نِیست اما غِیر از غناء است.٣ برخِی از رواِیات معتبر٤ بر رجحان ترجِیع در قرائت قرآن دلالت دارد.
اشکال چهارم: مفاد رواِیات مذکور، موضوعاً از غناء خارج است؛ پس اِین رواِیات، بر جواز غناِی در قرآن دلالت ندارد.٥ قرائت قرآن با صوت زِیبا، هرچند مطلوب و مقصود شارع است اما تا حدِّی است که منجر به غناء نشود، وگرنه حرام است. آرِی! بنا بر تعارِیف برخِی از لغتدانان، عنوان غناء بر قرائت قرآن با صوت زِیبا صدق مِیکند اما
١ . شرح القواعد، ص٣٤.
٢ . رِیاض المسائل، ج٨، صص١٥٧ ـ ١٥٨؛ مفتاح الکرامة، ج١٢، ص١٧٣.
٣ . المکاسب المحرمة، ج١، صص٣٤٢ ـ ٣٤٣.
٤ . وسائل الشِیعة، ج٦، صص٢٠٩ ـ ٢١٠ و صص٢٢١ ـ ٢٢١ (سند هر دو رواِیت، صحِیح است).
٥ . منقول از: أنوار الفقاهة (کتاب التجارة) ص٢٦٨.