کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٤٣ - ادلّه جواز غنای در حُداء
گناه دارد امّا اگر عدّهاِی از مؤمنان باتقوا جمع شده و مرتکب گناهِی نشوند، اشکالِی ندارد که به رواِیات جواز، عمل کرد و به جواز و حلِّیت غناء معتقد شد.
مستثناِی دوم: حُداء
حداء، صداِی خوشِی است که ساربان براِی شتر مِیخواند تا با شنِیدن آن، حرکت کند. برخِی از فقها معتقدند که حداء از داِیره حرمت غناء بِیرون بوده و جاِیز است اما برخِی از فقها به حرمت آن معتقد هستند.
دِیدگاه اول: جواز حُداء١
مقدّس اردبِیلِی رحمه الله معتقد است که بر فرض صحّت اِین استثنا، به مقتضاِی دلِیل، ممکن است که فقط اختصاص به شتر داشته باشد و نِیز ممکن است به ساِیر چهارپاِیان راهرو مانند اسب و الاغ، تعدِّی داده شود.٢
مرحوم بحرانِی، ذِیل سخن مقدس اردبِیلِی رحمه الله مِیگوِید: ما اصلاً براِی اِین مسئله دلِیلِی نِیافتِیم تا بدانِیم موردش چِیست و بر آن اکتفا کنِیم.٣
ادلّه جواز غناِی در حُداء
دلِیل اول: رواِیت
«رُوِيَ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: کنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّه صلِی الله علِیه و آله و سلّم فِي سَفَرٍ، وَکانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَوَاحَةَ جَيِّدَ الْحِدَاءِ، فَقَالَ النَّبِيُّ صلِی الله علِیه و آله و سلّم لِابْنِ رَوَاحَةَ: «حَرِّك بِالْقَوْمِ فَانْدَفَعَ يَرْتَجِزُ» و کان عبد اللّه جيّد
١ . شرائع الإسلام، ج٤، ص١١٧؛ الروضة، ج٣، ص٢١٣؛ مسالك الإفهام، ج٣، ص١٢٦؛ مجمع الفائدة، ج٨، ص٥٩؛ مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٤.
٢ . مجمع الفائدة، ج٨، ص٥٩.
٣ . حدائق الناضرة، ج١٨، ص١١٦.