کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٢٠ - کلام فقها درباره دلایل حرمت
محمد بن ابىعبّاد که در غناء و نوشيدن شراب شهرت داشت مىگويد: از امام رضا ٧ درباره غناء پرسِیدم. اما ٧ فرمود: اهل حجاز درباره آن دِیدگاه (مثبتى) دارند، ولى از مصاديق باطل، لهو و سرگرمى است. آيا نشيندهاى كه خداوند فرمود: هنگامى كه با كار بيهوده روبهرو مىشوند، بزرگوارانه مىگذرند.
اِین رواِیت، سند ضعِیفِی دارد؛ زِیرا بِیشتر راوِیان موجود در سندش مهمل هستند و امکان ارزِیابِی آنها وجود ندارد. بر حرمت غناء نِیز دلالت ندارد؛ زِیرا بر اساس اِین رواِیت، غناء از مصادِیق لغو است و هر لغوِی بهِیقِین حرام نِیست.
رواِیت چهارم: «وَ الْکبَائِرُ مُحَرَّمَةٌ وَ هِيَ ... وَ الْمَلَاهِي الَّتِي تَصُدُّ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ عز و جلّ مَکرُوهَةٌ کالْغِنَاءِ وَ ضَرْبِ الْأَوْتَارِ ...».١
ازجمله گناهان کبِیره حرام ... سرگرمِیهايى است كه (آدمى را) از ياد خدا باز مىدارد؛ همچون آواز، نواختن تار و ... .
سند رواِیت بهدلِیل وجود «احمد بن ِیحِیِی بن زکرِیا قطّان» و «تمِیم بن بهلول» که مهمل هستند، ضعِیف است و بر حرمت دلالت ندارد بلکه دلالتش بر کراهت است.
رواِیت پنجم: «سُئِلَ أَبُوالْحَسَنِ الرِّضَ ٧ عَنْ شِرَاءِ الْمُغَنِّيَةِ قَالَ: «قَدْ تَکونُ لِلرَّجُلِ الْجَارِيَةُ تُلْهِيهِ وَ مَا ثَمَنُهَا إِلَّا ثَمَنُ کلْبٍ وَ ثَمَنُ الْکلْبِ سُحْتٌ وَ السُّحْتُ فِي النَّارِ».٢
از امام رضا ٧ درباره خريدن كنيز آوازخوان پرسِیده شد. اما ٧ فرمود: گاهى شخصى كنيزى دارد كه او را سرگرم مىكند. بهاى چنين كنيزى مانند بهاى سگ، نامشروع و حرام در آتش است.
اِین رواِیت با سند صحِیح، بر حرمت خرِید و فروش کنِیز آوازخوان دلالت دارد اما بر
١ . همان، ج١٥، ص٣٣١، ح٣٤.
٢ . همان، ص١٢٤، ح٦.