کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٤٦ - دلایل حرمت غیری غناء
سخن اهل لغت، غناء از لهوِیّات است؛ پس در اثبات حرام بودن آن، نِیازِی به همراهِی آن با محرّمات دِیگر نِیست. آرِی برخِی از سخنان فِیض کاشانِی و محقق سبزوارِی؟رحهما؟ ظاهر در اِین است که غناء به معناِی صوت لهوِی را پذِیرفتهاند اما آن را تفصِیل دادهاند که اگر با محرّمات خارجِی همراه نباشد، حرام نِیست و اگر همراه باشد، حرام است. با تأمّل در اِین نسبت مِیتوان درِیافت که تفصِیلِی نِیست بلکه بِیانگر جواز مطلق غناء است. اِیشان غناء را بهتنهاِیِی حرام نمِیدانند بلکه حرام، موردِی است که غناء، با ساِیر محرّمات خارجِی همراه باشد.
اِین تفصِیل منتسب به محقّق سبزوارِی و فِیض کاشانِی رحمهما الله، بر فرض صحّت انتساب آن به اِین دو فقِیه، بسِیار ضعِیف است و شاهدِی براِی اثبات اِین تفصِیل وجود ندارد که بتواند اطلاقات بسِیارِی را که مِیگوِید «غناء مطلقاً حرام است» و ادعاِی تواتر آن شده را مقِیّد سازد.١
محقّق خوِیِی رحمه الله نِیز مِیگوِید: رواِیات متظافر٢بلکه متواتر که از غناء و آنچه متعلّق به غناء است نهِی مِیکند، ظهور در حرمت نفسِی غناء بدون توجه به همراهِی با ساِیر عناوِین محرّم دارد.٣
دلاِیل حرمت غِیرِی غناء
معتقدان به حرمت غِیرِی غناء، دو دلِیل براِی اثبات ادعاِی خود بِیان کردهاند:
١ . کتاب المکاسب، ج١، صص١٥٠ ـ ١٥١.
٢ . رواِیتِی که رتبه آن از حدِیث صحِیح بالاتر است و خودش بهتنهاِیِی و با اسقاط واسطه، مفِید علم عادِی ِیا علم عقلِی است.
٣ . مصباح الفقاهة، ج١، ص٣٠٨.