کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٥٦ - دلایل حرمت غیری غناء
داشت؛ بنابراِین مِیتوان اِین رواِیت را بهعنوان مقِیّد پذِیرفت و جاِیِی براِی نفِی حجِیّت از رواِیت و حمل آن بر تقِیّه نمِیماند؛ زِیرا تقِیّه خلاف اصل است. باِید درباره مجالس عروسِی و مجالس زنانه که بدون حضور مردان است با اِین رواِیت، مطلقات باب را تقِیِید زد و مانع از استقرار تعارض مِیان رواِیات شد.
اشکال دوم
شِیخ انصارِی رحمه الله در استدلال به رواِیات چهارگانه که براِی اثبات حرمت غِیرِی غناء، اقامه شد اشکال مِیکند: اِین رواِیات چهارگانه در برابر اطلاقاتِی که بر حرمت غناء دلالت دارد، توان مقاومت ندارد (و نمِیتواند اطلاقات را تقِیِید بزند)؛ زِیرا در دلالت خود، ظهور قابل توجّهِی ندارند.
انصاف اِین است که رواِیت ابوبصِیر، خالِی از اشعار به اِین امر نِیست که حرام، غناِیِی است که در آن مردان بر زنان آوازخوان وارد شوند نه غناء فِینفسه، اما انسان منصف بهدلِیل اِین اِشعار از اطلاقات حرمت غناء، دست برنمِیدارد؛ بهوِیژه با معارض بودن اِین اشعار با رواِیاتِی که شبِیه تصرِیح است به اِینکه غناِی کنِیز آوازخوان را حتِی در مقابل مولاِیش، حرام مِیداند؛ مانند اِین رواِیت که اما ٧ فرمود: «قد يکون للرجل الجارية تلهيه و ما ثمنها إلّا ثمن الکلب»؛١ گاهِی مردِی کنِیزِی دارد که او را به لهوولعب مشغول مِیکند و بهاِی اِین کنِیز مانند بهاِی سگ، حرام است. فتأمّل.٢
ضعف دِیدگاه جواز نفسِی غناء در صورت عدم اقتران با ساِیر محرّمات، پساز بررسِی
١ . وسائل الشيعة، ج١٧، ص١٢٤، ح٦. (سند اِین روايت صحِیح است).
٢ . مِیتوان به استدلال مرحوم شِیخ اشکال کرد که در اِین رواِیت، بحث درباره واژه «تلهِیه» (به لهو درآوردن مولاِیش) است که بِیشتر از صِرف آواز خواندن به کِیفِیّت خاصِّی است؛ البته شاِید امر شِیخ رحمه الله به «تأمل» به همِین نکته اشاره داشته باشد.