کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٩٢ - دلایل حرمت فیالجمله
عبدالاعلى مىگويد: از امام صادق ٧ درباره غناء پرسِیدم و به حضرت گفتم: آنها عامّه گمان مِیکنند پيامبر اكرم صلِی الله علِیه و آله و سلّم اجازه داده كه گفته شود: آمديم نزدتان، آمديم نزدتان. بر ما درود فرستيد، بر ما درود فرستيد. بر شما درود مىفرستيم.
اما ٧ فرمود: دروغ مىگويند! خداوند فرمود: ما آسمان، زمين و آنچه در ميان آن دو است را از روِی بازِی نيافريديم. اگر مِیخواستيم سرگرمِی انتخاب کنيم، چيزِی متناسب خود انتخاب مِیکرديم. بلکه ما حق را بر سر باطل مِیکوبيم تا آن را هلاک سازد؛ اين گونه، باطل محو و نابود مِیشود. اما واِی بر شما از توصيفِی که (درباره خدا و هدف آفرينش) مِیکنيد!
آنگاه اما ٧ فرمود: «واى بر فلانى از آنچه توصيف مىكند!». مقصود اما ٧ شخصى بود كه در مجلس حضور نداشت.
برخِی از فقها به اِین رواِیت مسند و موثّق استدلال کردهاند.١
آِیا اِین رواِیت بر حرمت غناء دلالت دارد؟ ِیا غناء بهشرط اِینکه مصداق لهوولعب باشد حرام است؟ ِیا بر خصوص حرمت دلالت ندارد بلکه بر مرجوحِیّت غناء دلالت دارد که اعم از حرمت است؟ گوِیِی اِین رواِیت ناظر به شاِیعاتِی است که از سوِی دستگاه جور درباره غناء، منتشر کرده بود. اِین شاِیعات، غناء را در قالب چهره مطلوبِی معرفِی و جواز آن را از زبان پِیامبر صلِی الله علِیه و آله و سلّم ِیا اهلبِیت علِیهم السلام نقل مِیکرد. ائمه؟عهم؟ نِیز اِین شاِیعات را تکذِیب نمودند و چهره باطل و لهو غناء را معرفِی کردند.
١ . الحدائق، ج١٨، ص١٠٤؛ المکاسب المحرّمة، ج١، صص٣١٤ ـ ٣١٥؛ مهذّب الأحکام، ج١٦، صص١١١ ـ ١١٢؛ أنوار الفقاهة (کتاب التجارة) ص٢٥٢؛ المواهب، ص٥٢٧.