کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٩٣ - دلایل حرمت فیالجمله
اِین گونه توصِیف، ناگزِیر به معناِی حرمت نِیست بلکه ممکن است بر مرجوحِیّت آن دلالت داشته باشد؛ ِیعنِی اما ٧ غناء را مخلّ به صفات راجح مؤمن مِیداند که مناسب شِیعه نِیست.
امام خمِینِی قدّس سرّه معتقد است که اِین رواِیت، بر حرمت دلالت دارد؛ زِیرا اگر حرام نبود، رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم نسبت به آن رخصت مِیداد و امام صادق ٧ نِیز دِیدگاه عامّه را تکذِیب نمِیکرد. همچنِین اما ٧ در ادامه رواِیت به آِیاتِی تمسّک مِیکند که بر حرمت دلالت دارد.١
در پاسخ باِید گفت: شاِید تکذِیب اما ٧ ناظر به شکل بِیان و تغِیِیر نگاه معصومان؟عهم؟ به مقوله غناء باشد نه در تفاوت حکم. اگر پذِیرفته شود که اما ٧ معتقد به جواز است، اِینگونه نِیست که غناء را حق و مناسب شأن مؤمن بداند و تکذِیب معصوم ٧ در رواِیت، ناظر به همِین نکته است.
رواِیت هشتم: «أَخَافُ عَلَيْکمُ اسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ وَ بَيْعَ الْحُکمِ وَ قَطِيعَةَ الرَّحِمِ وَ أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ تُقَدِّمُونَ أَحَدَکمْ وَ لَيْسَ بِأَفْضَلِکمْ فِي الدِّينِ».٢
پيامبر اكرم صلِی الله علِیه و آله و سلّم فرمود: من از سبُک دانستن دين، فروختن داورى، قطع رحم، خواندن قرآن با مزمار (آلات موسِیقِی) و مقدّم داشتن كسى كه در دين، برترين شما نيست، بر شما بيمناک هستم.
برخِی از فقها به اِین رواِیت استدلال نمودهاند.٣
اِین رواِیت، سند ضعِیفِی دارد؛ زِیرا برخِی از راوِیان موجود در سند آن، مهمل هستند و امکان ارزِیابِی آنها وجود ندارد. همچنِین دلالت آن نِیز از موضوع بحث، بِیگانه است؛
١ . ر.ک: المکاسب المحرمة، ج١، ص٣٢٢.
٢ . عِیون أخبار الرض ٧، ج٢، ص٤٢، ح١٤٠؛ وسائل الشيعة، ج١٧، صص٣٠٧ـ ٣٠٨، ح١٨.
٣ . حدائق الناضرة، ج١٨، ص١٠٤.