کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٣٤ - تعریف یازدهم غناء
اشکال اِین تعرِیف اِین است که پِیداِیش طرب، فقط اختصاص به شنونده ندارد، بلکه طربِی که براِی آوازخوان پدِید مِیآِید براِی حرمت غناء در حقّ او کفاِیت مِیکند. همچنِین در پدِید آمدن موضوع حرمت، پِیداِیش مطربِیّت لازم است؛ پس شک در پدِید آمدن موضوع، موجب جواز مِیشود.
اشکال بر تعارِیف مذکور
برخِی از فقها دو قِید «طرب» و «لهو» مناسب مجالس اهل فسوق را که در سخن برخِی از فقها بِیان شده، واضح نمِیدانند؛ زِیرا معروف است که طرب، سبُکِی پدِیدآمده از شدّت شادِی ِیا حزن است که بر انسان عارض مِیشود. حال آِیا اِین خفّت و سبکِی، در عقل و نفس است ِیا لذّت خاصِّی است که از جمع اِین دو پدِید مِیآِید؟
همچنِین لهو اگر به معناِی وسِیع و عام باشد، فِیالجمله اشکالِی در جواز آن نِیست؛ زِیرا آنچه انسان را از ِیاد خدا ِیا از امور زندگِی غافل مِیکند، اکثرشان حلال است اما اگر لهو به معناِی خاص باشد، اِین وِیژگِی را که بِیان کردِید، چِیست؟١
تعرِیف ِیازدهم غناء
غناء از الحان اهل فسوق و عصِیان است.٢
اشکال تعرِیف ِیازدهم اِین است که دلِیلِی بر حرمت الحان اهل فسوق و عصِیان ندارِیم؛ زِیرا براِی مترتّب شدن حرمت، لازم است که مطربِیت فعلِی پدِید آِید.
برخِی از فقها گفتهاند: غناء بر اساس اختلاف عرف و عادتها، متفاوت است؛ چهبسا صوتِی نزد قومِی از مصادِیق غناء باشد اما نزد اقوام دِیگر از مصادِیق غناء نباشد؛ همانگونه
١ . أنوار الفقاهة (کتاب التجارة)، ص٢٦٢ ـ ٢٦٣.
٢ . همان، ص٢٦٥.