کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٧٨ - شواهد و مؤیّدات جواز
قُلُوبُهُمْ مَقْلُوبَةٌ وَ قُلُوبُ مَنْ يُعْجِبُهُ شَأْنُهُمْ».١
در اِین رواِیت که سندِی صحِیحِی دارد، پِیامبر صلِی الله علِیه و آله و سلّم «نَوح» و «غناء» را متفاوت مِیداند؛ بنابراِین مِیتوان گفت که اِین دو موضوع، حقاِیق مختلفِی است و اگر در رواِیتِی «نَوح» جاِیز دانسته شده و در رواِیتِی «غناء» تحرِیم شده، نمِیتوان حکم ِیکِی را به دِیگرِی سراِیت داد.
بر فرض که به ِیکِی بودن اِین دو و تعارض رواِیات تحرِیم غناء و تجوِیز نوحه معتقد باشِیم، رواِیات تحرِیم غناء، مقدّم است؛ چون در موافقت با مشهور است. سخن مشهور در تحرِیم غناء، مطلق است و تنها غناِی در عروسِی و حُداء را استثنا کرده؛ بنابراِین سبب ترجِیح رواِیات تحرِیم غناء در فرض تعارض با رواِیات تجوِیز نوحه مِیشود. ٢
اگر محقّق اردبِیلِی رحمه الله قِید اطراب را در تعرِیف غناء دخِیل بداند، نباِید مراثِی و نوحهخوانِی را از مصادِیق غناء دانست؛ هرچند اِین مرثِیه و نوحه را در غاِیت حس و زِیباِیِی بخوانند.
در فرضِی که کسِی درباره نوحه و مرثِیهخوانِی شک کند، باز مجراِی اصل، اباحه و جواز است؛ زِیرا مازاد بر قدرمتِیقّن از حرمت غناء، مشمول اصل جواز است امّا از ظاهر برخِی تعابِیر وِی برمِیآِید که قِید طرب را دخِیل در معنا نمِیداند.
مؤِیّد چهارم: از زمان اهلبِیت علِیهم السلام تا به امروز، مسلمانان نوحه و مرثِیه را با غناء خواندهاند.٣
براِی مؤِیّد چهارم به دو رواِیت استشهاد کردهاند:٤
١ . همان، ج٦، ص٢١٠، ح١.
٢ . المکاسب المحرّمة، ج١، صص٣٣٩ ـ ٣٣٨.
٣ . مجمع الفائدة، ج٨، ص٦٢.
٤ . همان، ص٦٣.