کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٦٩ - ادله دیدگاه دوم
نقد دوم: شِیوع و غلبه وجودِی غناِی در مجالس لهوِی در زمان اهلبِیت علِیهم السلام سبب انصراف نمِیشود.
دلِیل دوم بر جواز: اصل اباحه
برخِی از فقها ِیکِی از دلاِیل استثناِی غناِی در قرآن از حرمت غناء را اصل اباحه دانستهاند؛١ ِیعنِی با شک در حرمت غناِی در قرآن، اصل، آن است که هر چِیزِی مباح است مگر خلافش ثابت شود.
مرحوم مامقانِی مِیگوِید: با وجود رواِیات مطلق حرمت غناء، اصل، بر اباحه و جواز نِیست؛ بلکه مقتضاِی اصل، حرمت غناء است و استثناِی از آن، نِیازمند دلِیل خاص است.٢ محقّق سبزوارِی رحمه الله نِیز اصل اباحه را در اِین مسئله جارِی نمِیداند.٣
نمِیتوان بر استثناِی غناِی در قرائت قرآن، دلِیل مناسبِی اقامه نمود؛ زِیرا رواِیات مذکور، بر رجحان خواندن قرآن با صداِی زِیبا دلالت دارد و با غناِی در قرآن، هِیچ نسبتِی ندارند؛ زِیرا زِیبا خواندن قرآن، با غناِیِی بودن صدا ارتباطِی ندارد. تنها رواِیتِی که بر غناِی در قرآن دلالت دارد، رواِیتِی از «عمر بن سعد» در منابع عامِّی است. اِین رواِیت بر رجحان غناِی در قرآن، صراحت دارد ولِی سندش ضعِیف است و قابل اعتماد نِیست؛ بنابراِین نمِیتوان از اِین رواِیات، جواز غناِی در قرآن را استفاده نمود.
نکتهاِی که درباره غناء اهمِّیت بسِیارِی دارد، قِید مجلس است؛ ِیعنِی غناِی در مجالس لهو، موضوع حرمت است و صرف پِیداِیش قِیود غناء در مجالس و عزادارِی مؤمنان نمِیتواند مصداقِی براِی غناِی محرّم باشد. ملاک، عرف است که تشخِیص دهد
١ . مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٧.
٢ . غاِیة الآمال، ج١، ص١٠٥.
٣ . مهذّب الأحکام، ج١٦، ص١١٦.