کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٦٦ - ادله دیدگاه دوم
رواِیت هجدهم: «عَبْد الرَّحْمَنِ بْنِ سَائِبٍ قَالَ: مَرَّ عَلَيْنَا سَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ فَأَتَيْتُهُ مُسَلِّماً عَلَيْهِ فَقَالَ مَرْحَباً بِابْنِ أَخِي بَلَغَنِي أَنَّك حَسَنُ الصَّوْتِ بِالْقُرْآنِ. قُلْتُ: نَعَمْ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلِی الله علِیه و آله و سلّم يَقُولُ: إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَإِذَا قَرَأْتُمُوهُ فَابْکوا فَإِنْ لَمْ تَبْکوا فَتَبَاکوْا وَ تَغَنَّوْا بِهِ فَمَنْ لَمْ يَتَغَنَّ بِالْقُرْآنِ فَلَيْسَ مِنَّا».١
اِین رواِیت از «سعد بن ابِیوقّاص» نقل شده و در منابع عامِّی نِیز آمده است. علاوه بر مرفوع بودن سند رواِیت، راوِی نِیز مهمل است؛ پس سند ضعِیفِی دارد. هرچند دلالت بسِیار صرِیحِی دارد اما نمِیتوان بهلِیل ضعف سند به آن استناد کرد اما برخِی از فقها به آن استدلال کردهاند.٢
استدلال به اِین رواِیت براِی اثبات جواز غناِی در قرائت قرآن، دو اشکال دارد:
اشکال اول: اِین رواِیت سند ضعِیفِی دارد و در منابع عامِّی بِیان شده است؛ پس نمِیتواند حجّت باشد.٣
اشکال دوم: اِین رواِیت با اخبارِی که بر حرمت غناِی در قرآن دلالت دارد معارض است و اگر به رواِیات باب مراجعه شود، تا جاِیِی که صوت زِیبا و حزِین در خواندن قرآن به حدّ غناء نرسِیده باشد، امر به اِینگونه خواندن قرآن مِیشود.٤
اشکال به استدلال به رواِیات
اشکالاتِی بر استدلال به رواِیات مذکور براِی اثبات جواز غناِی در قرائت قرآن، بِیان شده است:
اشکال اول: رواِیاتِی که غناِی خواندن قرآن را استثنا کرده، با اطلاقات اجماعِی بر
١ . جامع الأخبار، ص٤٩؛ مستدرك الوسائل، ج٤، صص٢٧٠ ـ ٢٧١.
٢ . کفاِیة الأحکام، ج١، ص٤٣٢.
٣ . الحدائق، ج١٨، ص١١٣.
٤ . همان.