کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٧٧ - دلایل حرمت فیالجمله
نِیز مِیشود. دلِیل اِین حرمت، حرمت ذاتِی غناء ِیا زمِینه بودن غناء براِی غفلت انسان و ارتکاب گناهان کبِیره است؛ همانگونه که رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم فرمود: «الْغِنَاءُ رُقْيَةُ الزِّنَا»؛١ غناء، نربان و زمِینهساز زنا است. اگر ثابت شود اِین غفلتِ آلوده به گناه از آثار ذات غناء است، کسِی که غناء را ِیاد مِیگِیرد، مصداق کسِی مِیشود که سخنِی را براِی «اضلال عن سبِیلالله» مِیآموزد.٢
اشکالات استدلال به رواِیات مفسّر «لهوالحدِیث»
اشکال اول: آِیه فِینفسه بر حرمت غناء هِیچ دلالتِی ندارند بلکه وقتِی رواِیات، ضمِیمه آن شود، دلالت پدِید مِیآِید؛ پس معناِی آِیه لهوالحدِیث با ضمِیمه رواِیات، چنِین مِیشود: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي الغِناءَ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِك لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ). آِیه، بر حرمت غناِیِی دلالت دارد که براِی اضلال و گمراهِی از راه خداوند به کار گرفته مِیشود. در حرمت اِین گونه از غناء، شکِی نِیست ولِی ساِیر مصادِیق غناء که عارِی از حِیثِیت اضلال است، بنا بر دلالت آِیه، نباِید حرام باشد؛ مثل غناِیِی که شخص عاطفِی براِی ِیادآورِی بهشت به آن گوش مِیدهد که شوق به سراِی آخرت را در او پدِید مِیآورد و موجب تأثِیر قرآن و دعا در قلوب مِیشود. حرام نبودن اِین مصداق غناء را مِیتوان با توجه به مفهوم لهوالحدِیث درِیافت.٣
پاسخ: اِین تفکِیک در مصادِیق غناء، مطابق با دلالت رواِیات مفسّر است ولِی اگر به رواِیاتِی که بر حرمت مطلق غناء دلالت دارد توجّه شود، نمِیتوان اِین اشکال را پذِیرفت.
اشکال دوم: بر اساس دلالت برخِی از رواِیاتِی که ذِیل آِیه بِیان شده، غناء ِیکِی از
١ . بحارالانوار، ج٧٦، ص٢٤٧.
٢ . ر.ک: المکاسب المحرّمة، ج١، صص٣١٢ و ٣١٣.
٣ . مستند الشِیعة، ج١٤، صص١٣٤ و ١٣٥.