فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٦ - مبحث سوم مرورى بر نصوص از ديدگاه اهل سنت
افزون بر اين، موضوع اصلى بحث در مشروعيت خلافت ظالم به بحث اول باز مىگردد كه خليفه به لحاظ فقدان عدالت به فرامين خلاف عدالت و حق اقدام مىنمايد و اينان به استناد آيه مذكور مشروعيت فرمانبردارى از خليفه فاسق را در اين موارد صريحاً نفى مىنمايند.
مبحث سوم: مرورى بر نصوص از ديدگاه اهل سنت
نخستين نصى كه در باب اطاعت از دولت مورد استناد اهل سنت است آيه: (أَطِيعُوا الله وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ) [١] مىباشد كه از آن برداشت دو گانه انجام مىگيرد. از يك سو از آن به عنوان دليلى بر عدم وجوب اطاعت از حكام در صورت تجاوز از حريم قرآن و سنت نبوى ياد مىشود و از سوى ديگر اطاعت از سلطان و والى جائر واجب شمرده مىشود. [٢]
در حالى كه در مورد تعارض اين دو برداشت و پاسخ به اين سؤال كه چنين حاكمى آيا بايد به حال خود رها شود تا به ظلم و بى عدالتى ادامه دهد و نيز عدم اطاعت از وى چه نتايجى را به دنبال دارد و يا بايد خليفه عادلى را جايگزين وى سازند توضيحى ارائه نمىشود. [٣]
صريحترين دليل نقلى، رواياتى است كه بنا بر نقل محدثان اهل سنت در زمينه رفتار با خلفا و امراى ظالم از پيامبر (ص) نقل كرده است. اين روايات را به لحاظ محتوا مىتوان به دو دسته تقسيم نمود كه ما در اينجا براى رعايت اختصار به نقل يك نمونه از هر كدام اكتفا مىنماييم:
[١] . نساء، آيه ٥٩.
[٢] . رك: ابو يوسف، الخراج، ص ١٠ و ابويعلى، الاحكام السلطانيه، ص ٢٠ و ابن حزم، الفصل فى الملل و الاهواء، ج ٤، ص ١٧١-١٧٤ و ابن تيميه، منهاج السنه، ج ٢، ص ٨٧.
[٣] . ابن تيميه با اشاره به آيه (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ...) مىنويسد: خداوند امر به قتال امراى ظالم و فاسق را مشروط به صورت تنازع و مورد آيه مذكور نموده است. رك: پيشين، ص ٨٧.