افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٤٩ - عبارات عرفاء شامخِین در مقام ظهور تجلِّی حق در نفوس آنان
اِین مطالبِی را که بهواسطۀ عدم فهم صحِیح، دستاوِیز براِی کوبِیدن بزرگان و عرفا قرار دادهاِی، دِیگران نِیز آنها را دِیدهاند و به دقّت مورد تأمل قرار دادهاند و جوانب آن را نِیک اندِیشِیدهاند امّا چنِین سخنان درشت و کلمات ناشاِیست نفرمودهاند.
اگر در کلمات جناب باِیزِید بسطامِی ـقدّس الله سرّهـ مِیبِینِیم که فرموده است: «سبحانِی، ما أعظَمَ شأنِی!»[١] باِید توجّه کنِیم که جناب اِیشان در اِین حال، محلّ تجلِّی ذات اقدس حق گشته است و اِین عبارت را نه به خود، که به خداِی متعال باز مِیگرداند؛ ولِی بِیخبران اِین کلام را از او مِیبِینند و چون نمِیتوانند معرفت کنند، نسبت کفر و الحاد به او مِیدهند.
و نِیز در اشعار بابا طاهر عرِیان که مِیفرماِید:
|
مو آن بحرُم که در ظرف آمدستُم |
چو نقطه بر سر حرف آمدستُم |
|
|
به هر اَلْفِی اَلِف قدِّی بر آِید |
الف قدُّم که در اَلْف آمدستُم[٢] |
و ِیا چنان ابنفارض مصرِی مِیفرماِید:
|
و مِن فضل ما أسأَرتُ شربُ معاصرِی |
و مَن کان
قبلِی فالفضائلُ فَضلتِی[٣] |
«از باقِیماندۀ آن شراب طهور من است که تمام سلاّک و پوِیندگان حرم خدا، چه در زمان خود من و چه کسانِی که قبل از من بودند، مِینوشند و مِینوشِیدند و سرمست از آن مِی ناب مِیگردِیدند؛ پس جمِیع فضِیلتها که در اِین عالم دنِیا ظهور مِیِیابد، از فضِیلت و ارزش من تراوش مِینماِید.»
و ِیا مانند حضرت شِیخ اکبر محِیِیالدِّین عربِی ـقدّس الله سرّهـ که مِیفرماِید:
|
و فِی کلّ عصر واحدٌ ِیسمو به |
و أنَا لباقِی العصرِ ذاک الواحدُ[٤] |
[١]. المقدمات فِی نصّ النصوص، ص ٢٠٣.
[٢]. دِیوان بابا طاهر عرِیان، دوبِیتِیها، شماره ٩٦.
[٣]. دِیوان ابنفارض، تائِیۀ کبرِی، ص ١٣١.
[٤]. الفتوحات المکِّیة، ج ٣، ص ٤١. جهت اطّلاع بِیشتر بر تفسِیر اِین فرماِیش محِیِیالدِّین رجوع شود به روح مجرّد، ص ٤٦٠.