افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢١٤ - انتساب افعال و حوادث به خداِی متعال براساس حُسن فعلِی
و اِین نکته فوقالعاده حائز اهمِّیت است و همانطور که عرض شد، افرادِی که در دائرۀ برهان توحِید افعالِی به اشتباه افتادهاند و فعل اختِیارِی بشرِی را همانند افعال ساِیر موجودات، مثل انتاج درختان و مزارع و اشِیاء مادِّی و حِیوانات و غِیره، به ِیک نسَق و به ِیک شِیوه خواستهاند به پروردگار نسبت دهند، از اِین نکته غفلت ورزِیدهاند و به دو نحوه و دو کِیفِیّت انتساب، در عِین لحاظ وحدت افعالِی و انتساب همۀ امور به مبدأ وجود، توجّهِی نکردهاند و امورِی که معلول اراده و اختِیار بشر است را مانند حوادث و امور غِیرارادِی و اختِیارِی دانستهاند و همه را به برهان و قانون توحِید افعالِی به حقّ متعال نسبت دادهاند.
انتساب افعال و حوادث به خداِی متعال براساس حُسن فعلِی
انتساب افعال و حوادث به خداِی متعال براساس نفس فعل است، صرفنظر از اتّصاف به حسن ِیا قبِیح؛ ِیعنِی بدون لحاظ حُسن و قبح فاعلِی در اشِیاء، بلکه به جهت حسن فعلِی است که هرچه در عالم وجود صورت مِیِیابد عِین خِیر و صواب و حسن است.
مثالِی ساده براِی اِین مسئله مِیزنِیم:
ِیکِی از دوستان نقل مِیکرد در دست او دُمَلِی پِیدا شده بود که موجب اذِیّت و نگرانِی او شده بود، بهطورِیکه ادوِیه و معالجات براِی بهبودِی او فاِیده نبخشِید و او آماده شده بود براِی عمل جرّاحِی. روزِی در سر کلاسِی، ِیکِی از افرادِی که با او خصومت و تعارض داشت بهعمد، بدون توجّه به اِین بِیمارِیِ در دستِ او، مشتِی محکم بر دست او مِیکوبد که از شدّت درد از حال مِیرود؛ و وقتِی متنبّه مِیشود احساس مِیکند آن دمل سربازکرده و عفونت خارج شده است.
در اِینجا باِید گفت: گرچه اِین عمل از روِی حسادت و دشمنِی و خصومت شخصِی صورت گرفته و مستوجب عقوبت و تعقِیب است و مذموم و قبِیح، هم عرفاً و هم عقلاً و هم شرعاً، امّا از نقطهنظر واقع امر و حقِیقت پنهان و سرِّی که در او نهفته است بسِیار بهجا و بهموقع و پسندِیده و مفِید بوده است. و لذا انسان اِین دو مسئله را نباِید با هم خلط و اشتباه کند، بلکه هر کدام را در جاِی مناسب خود قرار دهد.