مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٤٥ - علّت معیّت جابر با اصحاب امام حسین در فداکاریها و جانفشانیهای روز عاشورا
المتّقین و رُضعتَ من ثَدی الإیمان و فُطمتَ بالإسلام
”چگونه چنین نباشی و حال آنکه تو را پنجۀ پیغمبر خاتمالنبیّین پرورش داده است و در دامن متّقین پروریده شدی و از پستان ایمان شیر خوردی و با اسلام از شیر بریده شدی!“»
فَطبتَ حَیًّا و طبتَ مَیّتًا غیرَ أنّ قلوبَ المؤمنینَ غَیرُ طَیّبةٍ لفراقک و لا شاکَّةٍ فی الخیرَة لک!
”آری، تو در زندگیات و در مُردنت پاکیزه بودی! همانا دلهای مؤمنین به جهت فراق تو شاد نیست، و حال آنکه در نیکویی و خوبی حال تو شکّی ندارند!“»
فعلیک سلامُ الله و رضوانُه؛ ”سلام و رضوان و خشنودی خدا بر تو باد!“»
و أشهَد أنَّک مَضَیتَ علیٰ ما مَضیٰ علیه أخوک یحیَی بنُ زکریّا؛ ”شهادت میدهم که تو بر همان رویّه و منوالی بودی که برادر تو، یحیی بن زکریّا بود!“»
جابر این جملات را گفت، آنوقت به اطراف آن قبر معصوم و شهید کربلا سیّدالشّهدا، که قبر شهدا بود، چشم خود را جَوَلان داد و نگاهی به اطراف کرد و سلامی بر آن بدنهای طیّب و طاهر و آن اجساد پاک و مبارک نمود:
السّلام علیکم أیّتها الأرواحُ الّتی حَلَّت بفناء الحسین علیه السّلام و أناخَت برَحله، و أشهدُ أنّکم أقمتم الصّلاةَ و آتَیتمُ الزّکاةَ و أمَرتُم بالمعروف و نَهَیتُم عن المُنکَر و جاهَدتم المُلحدینَ و عبَدتم اللهَ، حتّیٰ أتاکمُ الیقینُ!
”(پروردگارا، خدایا، تو را قسم میدهم که این سلام من را به این اجساد طیّبه و طاهره برسان!) سلام بر شما ای جانها و نفْسهایی که در آستان حسین و در راه و هدف او خود را پیاده کردید و در آن آستان بار خود را فرود آوردید و در فناء و آن آستان وارد شدید و خود را به نور دیدۀ پیغمبر ملحق کردید! شهادت میدهم که شما اقامۀ نماز و ایتاء زکات کردید، امر به معروف و نهی از منکر کردید، با ملحدین و فاسقین جهاد کردید و عبادت پروردگار خود را بجا آوردید، تا به سر حدّی که به مرحلۀ یقین رسیدید و مرگ را در آغوش گرفتید و با حال خوش و شادی از این دنیا حرکت کردید و رفتید!“»
علّت معیّت جابر با اصحاب امام حسین در فداکاریها و جانفشانیهای روز عاشورا
این جملات را گفت و سپس گفت:
والّذی بعَث محمّدًا صلّی الله علیه و آله بالحقّ نبیًّا، لقد شارَکناکم فیما دخَلتُم فیه!