مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٦١ - رابطۀ حقیقت ولایت و عید فطر
بخواهیم تا روز قیامت سپاسگزار او باشیم، از عهدۀ شکر برنمیآییم؛ و آن مقداری که داده است، شکر خدا را بجا میآوریم، و آن مقدار مطالب و معارف و درجاتی که نداده است، خیلی است!
وجوب وصول به أعلیٰ درجات قرب الهی بهسبب وجود قابلیّت آن در همۀ مکلّفین
هر انسانی باید این درجات را طی کند و همۀ ما مکلّف به این تکلیف هستیم! اگر در ما قابلیّت نبود، به ما تکلیف نمیکردند؛ چون در اینصورت، تکلیف عبث و لغو بود. مثلاً شما نمیتوانید به یک حیوان بگویید: «خورش فسنجان بخور!» و یا غذای مطبوعی جلوی یک حمار بگذارید و بگویید: «بخور!» این تکلیف غلط است، چون او غذای مختصّ به خود دارد که علف است، و نمیتوانید به یک گوسفند یک جملۀ حکمت را بفهمانید، چون فکر و مغز او گنجایش و کشش ادراک ندارد؛ ولی انسان گنجایش و کشش دارد و میتواند این معانی را بکشد و اگر کوتاهی کرد، تقصیر خودش است.
پس باید قدم راستین در راه بنهد و از خدا تقاضا کند که او را موفّق کند، و از اولیای دین و ائمّۀ دین، بالأخص حضرت امام زمان، صاحب مقام ولایت، تقاضا کند که او را مدد غیبی بکند؛ خودش هم کوشش کند تا اینکه به مرحلۀ انسانیّت برسد!
رابطۀ حقیقت ولایت و عید فطر
در امروز که اختصاص به حضرت امام زمان دارد:
[أسألُک بحقّ هذا الیَوم] الّذی جعَلتَه للمسلمینَ عیدًا و لمحمّدٍ صلَّی الله علیه و آله ذُخرًا و شرَفًا و کرامةً و مَزیدًا
«خدایا، تو را به این روز قسم میدهیم؛ این عیدی که عید برای همۀ مسلمین قرار دادی، و این یک خصوصیّتی برای محمّد و آل محمّد است (که آنها لوا دار این راه هستند و پرچم حَمد در دست آنها است و مقام شفاعت ـ یعنی کشش و جَذبه ـ به دست آنها است؛ و هر کسی که از این دنیا کشیده شود و به آنجا برود، آنها با آن قوّۀ ولایت کشیدهاند) و این همان ذُخر و شرافت و مزیدی است که خدای علیّ أعلیٰ برای آنها اختصاص داده است!»
و اوّلین دعای ما این است: