مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٦٧ - عدم سقوط حکم نماز تحت هیچ شرایطی
همۀ مردم را هم دنبال خودش به غلط برد، و دیگر از آن حقایق به دست کسی نمیرسد!
امّا امیرالمؤمنین میداند که نماز چیست و چه قسم بر تمام افعال و اعمال، حکومت و مزیّت دارد. شخصی در گیرا گیر جنگ صفّین از حضرت امیرالمؤمنین مسئلۀ نماز را میپرسد. حضرت برای جواب دادن میایستند. یکی از اصحاب ـ که ظاهراً ابنعبّاس یا شخص دیگری است ـ میگوید: «ای مرد، تو چهکار داری؟ حالا موقع سؤال کردن این مسئله است؟! از نماز سؤال میکنی؟!» حضرت فرمودند:
مهلاً، آرام باش! ما برای چه جنگ میکنیم؟ ما داریم برای نماز جنگ میکنیم! اگر برای نماز نباشد، ما که نمیخواهیم خون مردم را بریزیم، نمیخواهیم مال مردم را ببریم، نمیخواهیم بر گردنها و رقاب مردم حکومت کنیم، کاری نداریم؛ این کارها را که میکنیم، میخواهیم مردم را نماز خوان کنیم و این شخص الآن دارد از مسئلۀ نماز سؤال میکند.[١]
و لذا در همان گیرا گیر جنگ، نماز هست.
عدم سقوط حکم نماز تحت هیچ شرایطی
یک عنوان در فقه داریم به نام نماز خوف و نماز مطارده، که انسان در آن گیرا گیر جنگ باید نماز اوّل وقت بخواند. امام باید بیاید و لشگر دو قسمت بشوند، نصفی از آنها بیایند و با امام مشغول نماز خواندن بشوند و آن نصف دیگر مشغول جنگ باشند. چون نماز خوف دو رکعت است؛ امام یک رکعت نماز بخواند و بنشیند، و بعد آنها برخیزند و رکعت دوّم را خودشان بخوانند و سلام بدهند و بروند و مشغول دفاع بشوند؛ آن عدّۀ دیگری که مشغول جنگ بودند بیایند و رکعت دوّم را با امام بخوانند.[٢]
لذا دیده میشود که تمام احکام اسلام، عند الإضطرار از انسان ساقط است الاّ نماز. اگر انسان نمیتواند جهاد بکند، جهاد ساقط است؛ حجّ برای کسی که مستطیع باشد واجب است، اگر مستطیع نیست واجب نیست؛ روزه برای مسافر و برای مریض و پیرمرد و پیرزن و زن حاملهای که روزه برایش ضرر دارد یا بچّه شیر میدهد و...
[١]. الخصال، ج ١، ص ٢؛ إرشاد القلوب، ج ٢، ص ٢١٧؛ با قدری اختلاف در مصادر.
[٢]. رجوع شود به الکافی، ج ٣، ص ٤٥٧ ـ ٤٥٩.