مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٧٢ - روایت پیغمبر در تمثیل مؤمن به منزلۀ سر نسبت به پیکرۀ جامعۀ مسلمین
بعد بیان میفرمایند تا به این مسئله میرسند:
«از آن چیزهایی که بر شما واجب شده است نماز جمعه است، که در هر روز جمعه باید بجا بیاورید؛ مگر آن کسی که مریض است یا کودک است یا زن است یا عبد مملوک است. و اگر کسی بگوید: ”من از این مستغنی و بینیاز هستم“ خدا هم از او اظهار بینیازی و استغنا میکند.»
ما من شَیءٍ یُقَرّبُکم إلَی اللَه إلّا و قد أمرتُکم به، و ما من شَیءٍ یُبَعّدکم عن النّار إلّا و قد نَهَیتُکم عَنه
هیچ چیز شما را به خدا نزدیک نمیکند الاّ اینکه من شما را به آن امر کردم و دلالت کردم، و هیچ چیز شما را از خدا دور نمیکند الاّ اینکه من نشان دادم و شما را از آن نهی کردم.»
امور سه دسته است:
یک امری است که بَیّنُ الرّشد است، یعنی رشدش روشن است و برای انسان واضح است که اگر دنبال آن حرکت کند به سعادت میرسد؛ که حتماً باید آن را بجا بیاورید.
یک امری است که بَیّنُ الغَیّ است، یعنی روشن است که اگر انسان آن کار را بجا بیاورد گمراه میشود؛ که باید آن را ترک کنید.
یک امری است که مشتبَه بین اینها است، و این مشتبهات زیاد است و حقیقت آن را نمیداند إلّا مَن عَصَمَ؛ «مگر اینکه خدا او را حفظ کند و پروردگار او را در عصمت خود نگاه دارد.»
بعد مثال میزنند و میفرمایند:
مانند گوسفند که اگر انسان آن را رها کند، ممکن است به نزدیک قُرقگاه برود و اگر کسی نزدیک قرقگاه برود، ممکن است در آن حمیٰ و قُرقگاه واقع بشود؛ پس شما هم در این امور مشتبه که مسئله برایتان روشن نیست، اقدام نکنید تا اینکه روشنیاش بر شما واضح بشود و از روی اعتقاد و یقین به آن کار دست بزنید!
و المؤمنُ منَ المُؤمنین کالرّأس منَ الجَسَد، إذا اشتَکیٰ تَداعیٰ عَلیه سائرُ