مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٣٩ - روایت جابر از پیغمبر اکرم دربارۀ معیّت با یک قوم و عملشان بهواسطۀ محبّت به آنها
بنابراین ما هیچوقت از خداوند علیّ أعلیٰ گله نداشته باشیم که چرا به ما پول ندادی تا ما خانۀ خدا را بنا کنیم، قبر حضرت سیّدالشّهدا را بسازیم، قبر امیرالمؤمنین را بسازیم و...! خدا هم صریح جواب ما را میدهد و میگوید: «راست میگویی، همۀ این کارها را کردهای، بیا و به نامۀ عملت نگاه کن! قبر حضرت سیّدالشّهدا را بنا کردی، حرم امیرالمؤمنین را ساختی، آینهکاری کردی، قرآن چاپ کردی، مسجدها ساختی! اینقدر در نامۀ عملت میریزم که نمیتوانی حسابشان کنی!» امّا اگر راست نباشد، میگوید: «واقعاً میخواستی این کار را بکنی یا نه؟» میگویی: «بله!» بعد میآیند و پای امتحان نشانت میدهند که ما راه را برای تو باز کردیم، ولی خودت بستی! گفتی امّا عمل نکردی! هنگامی که وسیله و سبب در دست تو نبود، نیّت بود؛ امّا وسیله که دادیم، پس زدی!
پس خدای علیّ أعلیٰ خیلی عادل است! اینقدر عادل است که هر کس را میبرد و در جای خود و مقام خودش قرار میدهد، و تمام إشکالات و گلهها هم از بین میرود! اشکالات و گلهها تا آنجایی است که انسان میخواهد با فکر خودش در مقام انطباق با عالم ظاهر، کار خدا را بررسی کند و حجّت را علیه او تمام کند؛ امّا وقتیکه انسان را از این مرحله عبور میدهند و با حساب واقع اندازهگیری میشود، میبیند عجیب خدایی است! آنوقت همه از خدا راضی میشوند و دیگر هیچکس از خدا گلهای ندارد، و حجّت خدا بر همۀ افراد تمام میشود![١]
روایت جابر از پیغمبر اکرم دربارۀ معیّت با یک قوم و عملشان بهواسطۀ محبّت به آنها
جابر بن عبدالله انصاری که امروز بعد از چهل روز برای زیارت قبر سیّدالشّهدا علیه السّلام آمد، به عطیّۀ عوفی کوفی گفت:
من از پیغمبر شنیدهام که پیغمبر فرمود: «هر کسی که قومی را دوست داشته باشد، با آنها محشور میشود؛ و هر کسی که عمل قومی را دوست داشته باشد، با عمل آنها شریک است!» پس ما با امام حسین جهاد کردیم و با امام
[١]. جهت اطّلاع بیشتر بر روایات باب نیّت، رجوع شود به بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ١٨٥ ـ ٢١٢.