مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٦ - اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرضشان از اختراعات و اکتشافات
خُب این زحماتی که اینها کشیدند، برای چه بود؟ برای یک منظور و غرضی بوده است که آن منظور و غرض را خدا به آنها میدهد و اجر آنها را میدهد؛ چون هر کس هر کاری انجام بدهد، خدا اجر او را میدهد! امّا اجر برای چیست و بر طبق چیست؟ خواست انسان هرچه باشد، اجرش بر طبق همان است! آقایان محترمی که اینجا تشریف آوردهاید، هر کس نظری برای آمدنش دارد، آن اجرش است و اجرش را میگیرد. بعضیها فقط برای صلۀ رحم آمدهاند، اجرشان این است؛ بعضیها آمدهاند تا در مجلس سیّدالشّهدا علیه السّلام شرکت کنند، اجرشان این است؛ بعضیها حاجتی دارند و آمدهاند که توسّلی پیدا کنند تا شاید به برکت روز اربعین، آن حاجتشان داده بشود، و آن اجرشان داده میشود؛ و همچنین مقاصد دیگر!
آدم که صبح از منزلش بیرون میرود تا از دکّان عطّاری یک سیر قند یا دو مثقال چایی بخرد، وقتی در دکّان عطّاری میرود، میگوید: «آقا یک سیر قند یا دو مثقال چایی بده!» و او به انسان میدهد و پولش را هم میگیرد. بعد انسان اگر باز هم بایستد، او میگوید: «چرا ایستادهای؟ مگر مقصدت این نبود؟ من دادم، دیگر چه میخواهی؟» انسان باید برگردد، مقصدش این بود و به مقصدش رسیده است!
آن کسی که مقصدش این بود که اختراع کند تا مجسّمۀ او را بسازند، خب ساختند؛ جلوی اسم او بگویند: دکتر! پرفسور! مهندس! دارای نشان فلان! خُب به او گفتند، بیش از این غرض و مقصدی ندارد! یا خدای نا کرده اگر مقاصد سوء دیگری هم داشته باشد که مثلاً مردم نابود بشوند، خب به آن مقصد هم که رسید و نتیجۀ این اختراعات هم که ظاهر شد! حالا این شخص در پیشگاه پروردگار میآید و میگوید: خدایا، من بهشت میخواهم، و میخواهم در أعلیٰ علّیّین زندگی کنم!
ـ خب به چه دلیل و به چه مقصدی؟ طالب اینجا نبودی و اینجا را نمیخواستی!
ـ خدایا! تو مگر عادل نیستی؟
ـ چرا من عادلم!
ـ پس چرا مرا اینجا آوردی؟