مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٣ - آثار سوء بیتفاوتی و عدم دفاع از حق
دستگیری کند؛ و الاّ اگر دستگیری نکند، خداوند او را به رو به آتش میاندازد!
ما چقدر از این روایات داریم! اصلاً کتابهای ما غیر از اینها چیزی نیست! شما هر کدام از کتابهای ما را از کافی و مَن لا یحضر و محاسن برقی و کتب صدوق و... باز میکنید اصلاً همهاش از این حرفها است! اصلاً مبنای دین ما بر این مسئله است! مبنای دین ما بر احتیاطکاری نیست که: آقا من آنجا جنگ نکنم چون دستم خونی میشود، آنوقت من در موقع اداء نماز، چطور این دستم را آب بکشم؟! آنجا آب بهدست نمیآید، آنوقت باید تیمّم کنم و تیمّم هم در صورتی است که جبیره ممکن نباشد، پس جبیره بکنم و احتیاط اینکه هم جبیره کنم و هم تیمّم؛ پس بهتر اینکه اصلاً در این مسائل وارد نشویم تا اینکه مبتلا نشویم!! خُب مرحبا! مبارک باشد! بفرما! پیغمبر فریاد میزند که: بیا! و تو میگویی: من نمیتوانم بیایم! خُب نیا؛ بنشین دیگر، حرفی نیست! آخر آقاجان، هر چیزی حساب دارد و خدا به انسان عقل هم داده است! آیا باید عقل را زیر پا بگذاریم و هیچ حسابی نکنیم؟!
خداوند سعادت را در تحت شمشیر قرار داده است: «إنّ الجَنَّةَ تَحتَ ظلال السُّیوف [١] بهشت در زیر سایۀ شمشیر است.» یعنی در میدان جنگ و آنجایی که شمشیر حرکت میکند و آفتاب به این شمشیر میخورد و سایهاش بر سر کفّار و مشرکین میافتد، آنجا بهشت است. وقتی ما جمعیّتی هستیم که بهشت را تحت ظلال سیوف میدانیم، پس هر وقتی که شمشیر برهنه دست ماست ما اهل بهشتیم، و وقتی شمشیر برهنه دست ما نیست ما اهل بهشت نیستیم. اینکه دائماً مقدّس باشیم و دائماً مسئلۀ شکّ بین سه و چهار و مقارنات نماز و مقدمات نماز و... را بدانیم، اینها باید باشد و همه بهجای خودش محفوظ؛ ولی نهاینکه یک جهت گرفته بشود و جهت دیگر ترک بشود؛ این مسئله مسئلۀ مهمّی است!
آثار سوء بیتفاوتی و عدم دفاع از حق
حَسّان بن ثابت از شعرای معروف زمان رسول خدا است و شعرهای خیلی خوبی هم میگفت و حضرت هم دربارۀ او دعا کردند و این قید در آن بود:
[١]. جامع الأخبار، شعیری، ص ٨٣، با قدری اختلاف.